کنترل ویسکوزیته محلولهای پروتئینی برای بهینهسازی فرآیندهای تغلیظ اولترافیلتراسیون در تولید زیستدارو حیاتی است. ویسکوزیته بالا در محلولهای پروتئینی - به ویژه در غلظتهای بالای پروتئین - مستقیماً بر عملکرد غشا، راندمان فرآیند و اقتصاد در کاربردهای تغلیظ پروتئین اولترافیلتراسیون تأثیر میگذارد. ویسکوزیته محلول با افزایش محتوای پروتئین به دلیل خوشهبندی آنتیبادی و برهمکنشهای الکترواستاتیک افزایش مییابد که مقاومت در برابر جریان و افت فشار در سراسر غشای اولترافیلتراسیون را افزایش میدهد. این امر منجر به شار نفوذ کمتر و زمان عملیاتی طولانیتر، به ویژه در فرآیندهای فیلتراسیون جریان عرضی (TFF) میشود.
فشار غشایی (TMP)، نیروی محرکه اولترافیلتراسیون، ارتباط نزدیکی با ویسکوزیته دارد. عملکرد خارج از محدوده فشار غشایی طبیعی، گرفتگی غشا را تسریع کرده و قطبش غلظتی - تجمع پروتئینها در نزدیکی غشا که به طور مداوم ویسکوزیته موضعی را افزایش میدهد - را تشدید میکند. هم قطبش غلظتی و هم گرفتگی غشا منجر به کاهش عملکرد غشای اولترافیلتراسیون میشوند و در صورت عدم کنترل، میتوانند طول عمر غشا را کاهش دهند. کارهای تجربی نشان میدهد که گرفتگی غشا و قطبش غلظتی در اولترافیلتراسیون در مقادیر TMP بالاتر و با خوراکهای چسبناکتر، بارزتر هستند و کنترل TMP در زمان واقعی را برای به حداکثر رساندن توان عملیاتی و به حداقل رساندن دفعات تمیزکاری ضروری میکند.
بهینهسازی غلظت اولترافیلتراسیون نیاز به استراتژیهای یکپارچه دارد:
- اندازهگیری ویسکوزیته محلول پروتئینارزیابیهای منظم ویسکوزیته - با استفاده ازویسکومترهای درون خطی- به پیشبینی نرخ فیلتراسیون و پیشبینی گلوگاههای فرآیند کمک میکند و از اصلاحات سریع فرآیند پشتیبانی میکند.
- آمادهسازی خوراکتنظیم pH، قدرت یونی و دما میتواند ویسکوزیته را کاهش داده و گرفتگی را کم کند. به عنوان مثال، افزودن یونهای سدیم، دافعه هیدراتاسیون بین پروتئینها را افزایش میدهد و تجمع و گرفتگی را کاهش میدهد، در حالی که یونهای کلسیم تمایل به ایجاد پل پروتئینی و گرفتگی دارند.
- استفاده از مواد جانبیافزودن مواد جانبی کاهنده ویسکوزیته به محلولهای پروتئینی با غلظت بالا، نفوذپذیری غشا را بهبود میبخشد و فشار غشایی را در اولترافیلتراسیون کاهش میدهد و در نتیجه راندمان کلی را افزایش میدهد.
- رژیمهای جریان پیشرفتهافزایش سرعت جریان متقاطع، استفاده از جریان متقاطع متناوب یا استفاده از تزریق جت هوا، لایههای رسوب را از بین میبرد. این تکنیکها با به حداقل رساندن تشکیل رسوب، به حفظ شار نفوذی و کاهش دفعات تعویض غشا کمک میکنند.
- انتخاب و تمیز کردن غشاءانتخاب غشاهای مقاوم شیمیایی (مثلاً SiC یا هیبریدهای ترموسالینت) و بهینهسازی دفعات تمیز کردن غشا با پروتکلهای مناسب (مثلاً تمیز کردن با هیپوکلریت سدیم) برای افزایش طول عمر غشا و کاهش هزینههای عملیاتی بسیار مهم است.
به طور کلی، کنترل مؤثر ویسکوزیته و مدیریت TMP سنگ بنای عملکرد موفق فاز تغلیظ اولترافیلتراسیون هستند که مستقیماً بر بازده محصول، دفعات تمیز کردن غشا و طول عمر داراییهای غشایی گرانقیمت تأثیر میگذارند.
درک ویسکوزیته محلول پروتئین در اولترافیلتراسیون
۱.۱ ویسکوزیته محلولهای پروتئینی چیست؟
ویسکوزیته مقاومت یک سیال در برابر جریان را توصیف میکند؛ در محلولهای پروتئینی، ویسکوزیته نشان میدهد که چه مقدار اصطکاک مولکولی مانع حرکت میشود. واحد SI برای ویسکوزیته، پاسکال-ثانیه (Pa·s) است، اما معمولاً برای مایعات بیولوژیکی از سانتیپواز (cP) استفاده میشود. ویسکوزیته مستقیماً بر میزان سهولت پمپ کردن یا فیلتر کردن محلولهای پروتئینی در طول تولید تأثیر میگذارد و بر دارورسانی، به ویژه برای زیستدرمانیهای با غلظت بالا، تأثیر میگذارد.
غلظت پروتئین عامل غالب مؤثر بر ویسکوزیته است. با افزایش سطح پروتئین، برهمکنشهای بین مولکولی و ازدحام افزایش مییابد و باعث افزایش ویسکوزیته، اغلب به صورت غیرخطی، میشود. بالاتر از یک آستانه مشخص، برهمکنشهای پروتئین-پروتئین، انتشار در محلول را بیشتر سرکوب میکنند. به عنوان مثال، محلولهای آنتیبادی مونوکلونال غلیظ مورد استفاده در داروسازی اغلب به سطوح ویسکوزیتهای میرسند که تزریق زیر جلدی را به چالش میکشند یا سرعت پردازش را محدود میکنند.
مدلهایی که ویسکوزیته را در محلولهای پروتئینی غلیظ پیشبینی میکنند، اکنون هندسه مولکولی و تمایل به تجمع را در نظر میگیرند. مورفولوژی پروتئین - چه کشیده، چه کروی یا مستعد تجمع - به طور قابل توجهی بر ویسکوزیته در غلظتهای بالا تأثیر میگذارد. پیشرفتهای اخیر در ارزیابی میکروفلوئیدیک، اندازهگیری دقیق ویسکوزیته را از حداقل حجم نمونه امکانپذیر میکند و غربالگری سریع فرمولاسیونهای جدید پروتئین را تسهیل میکند.
۱.۲ نحوه تغییر ویسکوزیته در طول اولترافیلتراسیون
در طول اولترافیلتراسیون، قطبش غلظتی به سرعت پروتئینها را در سطح مشترک غشاء-محلول تجمع میدهد. این امر باعث ایجاد گرادیانهای غلظت موضعی تند و افزایش ویسکوزیته در نزدیکی غشاء میشود. ویسکوزیته بالا در این ناحیه مانع انتقال جرم شده و شار تراوه را کاهش میدهد.
قطبش غلظتی با رسوبگذاری غشاء متفاوت است. قطبش پویا و برگشتپذیر است و در عرض چند دقیقه با پیشرفت فیلتراسیون رخ میدهد. در مقایسه، رسوبگذاری با گذشت زمان ایجاد میشود و اغلب شامل رسوبگذاری برگشتناپذیر یا تبدیل شیمیایی در سطح غشاء است. تشخیص دقیق امکان ردیابی لایه قطبش غلظتی را در زمان واقعی فراهم میکند و حساسیت آن را به سرعت جریان متقاطع و فشار عبوری از غشاء آشکار میسازد. به عنوان مثال، افزایش سرعت یا کاهش فشار عبوری از غشاء (TMP) به تخریب لایه مرزی چسبناک و بازیابی شار کمک میکند.
پارامترهای عملیاتی مستقیماً بر رفتار ویسکوزیته تأثیر میگذارند:
- فشار غشایی (TMP)TMP بالاتر، قطبش را تشدید میکند، ویسکوزیته موضعی را افزایش و شار را کاهش میدهد.
- سرعت جریان متقاطعافزایش سرعت، تجمع را محدود میکند و ویسکوزیته را در نزدیکی غشاء تعدیل میکند.
- فرکانس تمیز کردن غشاءتمیز کردن مکرر، تجمع طولانی مدت رسوبات را کاهش داده و افت عملکرد ناشی از ویسکوزیته را کاهش میدهد.
فازهای تغلیظ اولترافیلتراسیون باید این پارامترها را بهینه کنند تا اثرات نامطلوب ویسکوزیته به حداقل برسد و توان عملیاتی حفظ شود.
۱.۳ خواص محلول پروتئینی مؤثر بر ویسکوزیته
وزن مولکولیوترکیبعمدتاً ویسکوزیته را تعیین میکنند. پروتئینها یا تودههای بزرگتر و پیچیدهتر به دلیل حرکت کندتر و نیروهای بین مولکولی قابل توجهتر، ویسکوزیته بالاتری دارند. شکل پروتئینها جریان را بیشتر تنظیم میکند - زنجیرههای کشیده یا مستعد تجمع، مقاومت بیشتری نسبت به پروتئینهای کروی فشرده ایجاد میکنند.
pHبه طور قابل توجهی بر بار و حلالیت پروتئین تأثیر میگذارد. تنظیم pH محلول در نزدیکی نقطه ایزوالکتریک پروتئین، بار خالص را به حداقل میرساند، دافعه پروتئین-پروتئین را کاهش میدهد و ویسکوزیته را به طور موقت پایین میآورد و فیلتراسیون را تسهیل میکند. به عنوان مثال، انجام اولترافیلتراسیون نزدیک به نقطه ایزوالکتریک BSA یا IgG میتواند به طور قابل توجهی شار تراوه و گزینشپذیری جداسازی را افزایش دهد.
قدرت یونیبا تغییر لایه دوگانه الکتریکی اطراف پروتئینها، بر ویسکوزیته تأثیر میگذارد. افزایش قدرت یونی، برهمکنشهای الکترواستاتیک را پوشش میدهد و انتقال پروتئین از طریق غشاها را افزایش میدهد، اما همچنین خطر تجمع و افزایش ناگهانی ویسکوزیته مربوطه را افزایش میدهد. تعادل بین راندمان انتقال و گزینشپذیری اغلب به تنظیم دقیق غلظت نمک و ترکیب بافر بستگی دارد.
افزودنیهای مولکولی کوچک - مانند آرژنین هیدروکلراید یا گوانیدین - میتوانند برای کاهش ویسکوزیته استفاده شوند. این عوامل جاذبههای آبگریز یا الکترواستاتیک را مختل میکنند، تجمع را کاهش میدهند و خواص جریان محلول را بهبود میبخشند. دما به عنوان یک متغیر کنترل بیشتر عمل میکند؛ دمای پایینتر ویسکوزیته را افزایش میدهد، در حالی که گرمای اضافی اغلب آن را کاهش میدهد.
اندازهگیری ویسکوزیته محلول پروتئین باید موارد زیر را در نظر بگیرد:
- توزیع وزن مولکولی
- ترکیب محلول (نمکها، مواد کمکی، افزودنیها)
- انتخاب pH و سیستم بافر
- تنظیم قدرت یونی
این عوامل برای بهینهسازی عملکرد غشای اولترافیلتراسیون و تضمین ثبات در مراحل غلظت و فرآیندهای TFF بسیار مهم هستند.
اصول اولیه غلظت پروتئین اولترافیلتراسیون
اصول فاز تغلیظ اولترافیلتراسیون
اولترافیلتراسیون با اعمال فشار غشایی (TMP) در یک غشای نیمهتراوا، حلال و مواد حلشونده کوچک را از میان آن عبور میدهد و در عین حال پروتئینها و مولکولهای بزرگتر را حفظ میکند. این فرآیند از نفوذ انتخابی بر اساس اندازه مولکولی بهره میبرد و حد مجاز وزن مولکولی (MWCO) غشا، حداکثر اندازه مولکولهای عبوری را تعیین میکند. پروتئینهایی که از MWCO تجاوز کنند، در سمت باقیمانده تجمع مییابند و با خروج تراوه، غلظت آنها افزایش مییابد.
فاز تغلیظ اولترافیلتراسیون، کاهش حجم و غنیسازی محلول پروتئین را هدف قرار میدهد. با پیشرفت فیلتراسیون، ویسکوزیته محلول پروتئین معمولاً افزایش مییابد و بر شار و الزامات TMP تأثیر میگذارد. پروتئینهای باقیمانده ممکن است با یکدیگر و با غشا تعامل داشته باشند و فرآیند دنیای واقعی را پیچیدهتر از حذف ساده اندازه کنند. برهمکنشهای الکترواستاتیک، تجمع پروتئین و ویژگیهای محلول مانند pH و قدرت یونی بر نتایج حفظ و جداسازی تأثیر میگذارند. در برخی موارد، انتقال همرفتی بر انتشار غلبه دارد، به خصوص در غشاهایی با منافذ بزرگتر، که انتظارات صرفاً بر اساس انتخاب MWCO را پیچیده میکند [به خلاصه تحقیق مراجعه کنید].
فیلتراسیون جریان عرضی (TFF) توضیح داده شده است
فیلتراسیون جریان عرضی، که فیلتراسیون جریان مماسی (TFF) نیز نامیده میشود، محلول پروتئین را به صورت مماسی در سطح غشاء هدایت میکند. این رویکرد با فیلتراسیون بنبستی که در آن جریان عمود بر غشاء است و ذرات را مستقیماً به داخل و روی فیلتر هل میدهد، در تضاد است.
تمایزات و تأثیرات کلیدی:
- کنترل رسوب:TFF با جاروب کردن مداوم رسوبات احتمالی از روی غشاء، تجمع لایههای پروتئین و ذرات، که به عنوان تشکیل کیک شناخته میشود، را کاهش میدهد. این امر منجر به شار نفوذی پایدارتر و نگهداری آسانتر میشود.
- حفظ پروتئین:TFF از مدیریت بهتر قطبش غلظتی - لایهای از مولکولهای باقیمانده در نزدیکی غشاء - پشتیبانی میکند که در صورت عدم کنترل، میتواند گزینشپذیری جداسازی را کاهش داده و رسوبگذاری را افزایش دهد. جریان پویا در TFF این اثر را کاهش میدهد و به حفظ بالای پروتئین و راندمان جداسازی کمک میکند.
- پایداری شار:فیلتراسیون با جریان ثابت، دورههای عملیاتی طولانیتری را امکانپذیر میکند و در فرآیندهایی با خوراکهای غنی از پروتئین یا ذرات، راندمان را افزایش میدهد. در مقابل، فیلتراسیون با انتهای بسته، به سرعت در اثر رسوب، کاهش توان عملیاتی و نیاز به مداخلات مکرر تمیزکاری، مختل میشود.
انواع پیشرفته TFF، مانند جریان مماسی متناوب (ATF)، با معکوس کردن یا تغییر دورهای سرعتهای مماسی، رسوبگذاری و تشکیل کیک را بیشتر مختل میکنند، طول عمر فیلتر را افزایش میدهند و توان عملیاتی پروتئین را بهبود میبخشند [به خلاصه تحقیق مراجعه کنید]. در هر دو تنظیمات TFF کلاسیک و پیشرفته، تنظیمات عملیاتی - مانند TMP، سرعت جریان متقاطع و فرکانس تمیز کردن - باید متناسب با سیستم پروتئینی خاص، نوع غشاء و غلظت هدف تنظیم شوند تا عملکرد بهینه شده و رسوبگذاری به حداقل برسد.
فشار غشایی (TMP) در اولترافیلتراسیون
۳.۱ فشار غشایی چیست؟
فشار غشایی (TMP) اختلاف فشار در دو طرف یک غشای فیلتراسیون است که حلال را از سمت خوراک به سمت آب تصفیه شده هدایت میکند. TMP نیروی اصلی پشت فرآیند جداسازی در اولترافیلتراسیون است و به حلال اجازه میدهد تا از غشا عبور کند در حالی که پروتئینها و سایر ماکرومولکولها حفظ میشوند.
فرمول TMP:
- تفاوت ساده: TMP = P_feed − P_permeate
- روش مهندسی: TMP = [(P_feed + P_retentate)/2] − P_permeate
در اینجا، P_feed فشار ورودی، P_retentate فشار خروجی در سمت retentate و P_permeate فشار سمت permeate است. در نظر گرفتن فشار retentate (یا کنسانتره) مقدار دقیقتری را در امتداد سطح غشا ارائه میدهد و گرادیانهای فشار ناشی از مقاومت جریان و رسوبگذاری را در نظر میگیرد. - فشار و دبی خوراک
- فشار نگهدارنده (در صورت لزوم)
- فشار آب تصفیه شده (اغلب اتمسفر)
- مقاومت غشاء
TMP بسته به نوع غشاء، طراحی سیستم و شرایط فرآیند متفاوت است.
متغیرهای کنترلی:
۳.۲ TMP و فرآیند اولترافیلتراسیون
TMP نقش محوری در غلظت پروتئین اولترافیلتراسیون ایفا میکند و محلولهای پروتئینی را از طریق غشاء هدایت میکند. فشار باید به اندازه کافی بالا باشد تا بر مقاومت غشاء و هرگونه ماده انباشته شده غلبه کند، اما نه آنقدر زیاد که باعث تسریع رسوبگذاری شود.
تأثیر ویسکوزیته محلول و غلظت پروتئین
- ویسکوزیته محلولهای پروتئینی:ویسکوزیته بالاتر، مقاومت در برابر جریان را افزایش میدهد و برای حفظ شار نفوذی یکسان، به TMP بالاتری نیاز است. به عنوان مثال، افزودن گلیسرول به خوراک یا کار با پروتئینهای غلیظ، ویسکوزیته و در نتیجه TMP عملیاتی مورد نیاز را افزایش میدهد.
- غلظت پروتئین:با افزایش غلظت در طول فاز تغلیظ اولترافیلتراسیون، ویسکوزیته محلول افزایش مییابد، TMP افزایش مییابد و خطر گرفتگی غشا یا قطبش غلظتی افزایش مییابد.
- قانون دارسی:TMP، شار تراوه (J) و ویسکوزیته (μ) از طریق TMP = J × μ × R_m (مقاومت غشا) به هم مرتبط هستند. برای محلولهای پروتئینی با ویسکوزیته بالا، تنظیم دقیق TMP برای اولترافیلتراسیون کارآمد حیاتی است.
مثالها:
- اولترافیلتراسیون محلولهای آنتیبادی متراکم نیاز به مدیریت دقیق TMP برای مقابله با افزایش ویسکوزیته دارد.
- پگیلاسیون یا سایر اصلاحات پروتئین، برهمکنش با غشا را تغییر میدهد و بر TMP مورد نیاز برای شار مطلوب تأثیر میگذارد.
۳.۳ نظارت و بهینهسازی TMP
حفظ TMP در محدودهمحدوده فشار نرمال غشاییبرای عملکرد پایدار غشای اولترافیلتراسیون و کیفیت محصول بسیار مهم است. با گذشت زمان، با پیشرفت اولترافیلتراسیون، قطبش غلظتی و گرفتگی میتواند باعث افزایش TMP شود، که گاهی اوقات به سرعت اتفاق میافتد.
شیوههای نظارت:
- نظارت بر زمان واقعی:TMP از طریق ورودی، محلول نگهدارنده و آب تصفیه شده ردیابی میشود.فرستندههای فشار.
- طیفسنجی رامان:برای پایش غیرتهاجمی غلظت پروتئین و مواد جانبی، تسهیل کنترل تطبیقی TMP در طول اولترافیلتراسیون و دیافیلتراسیون، مورد استفاده قرار میگیرد.
- کنترل پیشرفته:فیلترهای کالمن توسعهیافته (EKF) میتوانند دادههای حسگر را پردازش کنند و به طور خودکار TMP را برای جلوگیری از رسوب بیش از حد تنظیم کنند.
- تنظیم TMP اولیه در محدوده نرمال:نه خیلی کم که باعث کاهش شار شود و نه خیلی زیاد که از رسوب سریع جلوگیری شود.
- با افزایش ویسکوزیته، TMP را تنظیم کنید:در طول مرحله تغلیظ اولترافیلتراسیون، TMP را فقط در صورت نیاز به صورت تدریجی افزایش دهید.
- کنترل شار خوراک و pH:افزایش شار خوراک یا کاهش TMP، قطبش غلظتی و رسوبگذاری را کاهش میدهد.
- تمیز کردن و تعویض ممبران:TMP های بالاتر با تمیز کردن مکرر و کاهش طول عمر غشا مرتبط هستند.
استراتژیهای بهینهسازی:
مثالها:
- رسوب ناشی از خوردگی در خطوط فرآوری پروتئین منجر به افزایش TMP و کاهش شار میشود و برای بازیابی عملکرد عادی، نیاز به تمیز کردن یا تعویض غشا دارد.
- پیشتیمار آنزیمی (مثلاً افزودن پکتیناز) میتواند TMP را کاهش داده و طول عمر غشا را در طول اولترافیلتراسیون پروتئین کلزا با ویسکوزیته بالا افزایش دهد.
۳.۴ TMP در سیستمهای TFF
فیلتراسیون جریان مماسی (عرضی) (TFF) با هدایت محلول خوراک از عرض غشا به جای عبور مستقیم از آن عمل میکند و به طور قابل توجهی بر دینامیک TMP تأثیر میگذارد.
تنظیم و تعادل TMP
- فشار غشایی TFF (TFF TMP):با کنترل همزمان نرخ جریان خوراک و فشار پمپ، برای جلوگیری از TMP بیش از حد و در عین حال به حداکثر رساندن شار آب تصفیه شده، مدیریت میشود.
- پارامترهای بهینه سازی:افزایش جریان خوراک، رسوب موضعی پروتئینها را کاهش میدهد، TMP را تثبیت میکند و گرفتگی غشا را کم میکند.
- مدلسازی محاسباتی:مدلهای CFD، TFF TMP را برای بازیابی، خلوص و بازده حداکثری محصول پیشبینی و بهینه میکنند - بهویژه برای فرآیندهایی مانند جداسازی mRNA یا وزیکول خارج سلولی حیاتی است.
مثالها:
- در زیستفرآوری، TFF TMP بهینه، بازیابی mRNA بیش از 70٪ را بدون تخریب به همراه دارد که از روشهای اولتراسانتریفیوژ بهتر عمل میکند.
- کنترل تطبیقی TMP، که توسط مدلهای ریاضی و بازخورد حسگرها انجام میشود، فرکانس تعویض غشا را کاهش داده و طول عمر غشا را از طریق کاهش رسوب افزایش میدهد.
نکات کلیدی:
- فشار غشایی TMP باید به طور فعال در TFF مدیریت شود تا راندمان فرآیند، شار و سلامت غشا حفظ شود.
- بهینهسازی سیستماتیک TMP هزینههای عملیاتی را کاهش میدهد، بازیابی محصول با خلوص بالا را پشتیبانی میکند و طول عمر غشا را در اولترافیلتراسیون پروتئین و فرآیندهای مرتبط افزایش میدهد.
مکانیسمهای رسوبگذاری و ارتباط آنها با ویسکوزیته
مسیرهای اصلی رسوبگذاری در اولترافیلتراسیون پروتئین
اولترافیلتراسیون پروتئین تحت تأثیر چندین مسیر رسوبگذاری مجزا قرار میگیرد:
رسوب خوردگی:زمانی رخ میدهد که محصولات خوردگی - معمولاً اکسیدهای آهن - روی سطوح غشا تجمع مییابند. این مواد شار را کاهش میدهند و حذف آنها با مواد تمیزکننده شیمیایی استاندارد دشوار است. رسوب ناشی از خوردگی منجر به از دست رفتن مداوم عملکرد غشا شده و دفعات تعویض غشا را در طول زمان افزایش میدهد. تأثیر آن به ویژه در غشاهای PVDF و PES که در تصفیه آب و کاربردهای پروتئینی استفاده میشوند، شدید است.
رسوب آلی:عمدتاً توسط پروتئینهایی مانند آلبومین سرم گاوی (BSA) القا میشود و ممکن است در حضور سایر مواد آلی مانند پلیساکاریدها (مثلاً آلژینات سدیم) تشدید شود. مکانیسمها شامل جذب روی منافذ غشاء، مسدود کردن منافذ و تشکیل لایه کیک است. اثرات همافزایی زمانی رخ میدهد که چندین جزء آلی وجود داشته باشند، و سیستمهای رسوب ترکیبی، رسوب شدیدتری نسبت به خوراکهای تک پروتئینی تجربه میکنند.
قطبش غلظتی:با پیشرفت اولترافیلتراسیون، پروتئینهای باقیمانده در نزدیکی سطح غشا تجمع مییابند و غلظت و ویسکوزیته موضعی را افزایش میدهند. این امر یک لایه قطبش ایجاد میکند که تمایل به رسوبگذاری را افزایش داده و شار را کاهش میدهد. این فرآیند با پیشرفت فاز غلظت اولترافیلتراسیون، که مستقیماً تحت تأثیر فشار غشایی و دینامیک جریان است، تسریع میشود.
رسوب کلوئیدی و رسوب ترکیبی:مواد کلوئیدی (مثلاً سیلیس، مواد معدنی معدنی) ممکن است با پروتئینها واکنش نشان دهند و لایههای متراکم پیچیدهای ایجاد کنند که گرفتگی غشا را تشدید میکنند. به عنوان مثال، وجود سیلیس کلوئیدی، به ویژه هنگامی که با مواد آلی ترکیب شود یا در شرایط pH کمتر از حد مطلوب باشد، به طور قابل توجهی سرعت شار را کاهش میدهد.
تأثیر ویسکوزیته محلول بر توسعه رسوب
ویسکوزیته محلولهای پروتئینی به شدت بر سینتیک رسوب و تراکم غشا تأثیر میگذارد:
رسوبگذاری تسریعشده:ویسکوزیته بالاتر محلول پروتئین، مقاومت در برابر انتقال معکوس املاح حفظ شده را افزایش میدهد و تشکیل سریعتر لایه کیک را تسهیل میکند. این امر فشار غشایی (TMP) را افزایش میدهد و فشردگی و رسوبگذاری غشا را تسریع میکند.
اثرات ترکیب محلول:نوع پروتئین، ویسکوزیته را تغییر میدهد؛ پروتئینهای کروی (مثلاً BSA) و پروتئینهای گسترده، از نظر جریان و قطبش، رفتار متفاوتی دارند. افزودن ترکیباتی مانند پلیساکاریدها یا گلیسرول، ویسکوزیته را به طور قابل توجهی افزایش میدهد و باعث رسوبگذاری میشود. افزودنیها و تجمع پروتئین در غلظتهای بالا، سرعت گرفتگی غشاها را بیشتر میکند و مستقیماً هم شار و هم طول عمر غشا را کاهش میدهد.
پیامدهای عملیاتی:ویسکوزیته بالاتر برای حفظ سرعت فیلتراسیون در فرآیندهای فیلتراسیون جریان عرضی، نیاز به افزایش TMP دارد. قرار گرفتن طولانی مدت در معرض TMP بالا، رسوب برگشتناپذیر را افزایش میدهد و اغلب نیاز به تمیز کردن مکرر غشا یا تعویض زودهنگام غشا دارد.
نقش ویژگیهای خوراک
ویژگیهای خوراک - یعنی خواص پروتئین و شیمی آب - شدت رسوبگذاری را تعیین میکنند:
اندازه و توزیع پروتئین:پروتئینهای بزرگتر یا تجمع یافته تمایل بیشتری به ایجاد انسداد منافذ و تشکیل کیک دارند و در طول فرآیند اولترافیلتراسیون، ویسکوزیته و تمایل به تراکم را افزایش میدهند.
پی اچ:pH بالا دافعه الکترواستاتیکی را افزایش میدهد و از تجمع پروتئینها در نزدیکی غشاء جلوگیری میکند و در نتیجه رسوبگذاری را کاهش میدهد. در مقابل، شرایط اسیدی دافعه را کاهش میدهد، به خصوص برای سیلیس کلوئیدی، که باعث تشدید رسوبگذاری غشاء و کاهش سرعت شار میشود.
دما:دمای پایینتر فرآیند عموماً انرژی جنبشی را کاهش میدهد که میتواند سرعت رسوبگذاری را کاهش دهد اما ویسکوزیته محلول را نیز افزایش میدهد. دمای بالا رسوبگذاری را تسریع میکند اما ممکن است اثربخشی تمیز کردن را نیز افزایش دهد.
ماده کلوئیدی/معدنی:وجود سیلیس کلوئیدی یا فلزات، به ویژه در شرایط اسیدی، رسوبگذاری را تشدید میکند. ذرات سیلیس ویسکوزیته کل محلول را افزایش داده و منافذ را از نظر فیزیکی مسدود میکنند، که باعث میشود غلظت اولترافیلتراسیون کارایی کمتری داشته باشد و طول عمر و عملکرد کلی غشا را کاهش دهد.
ترکیب یونی:افزودن گونههای یونی خاص (Na⁺، Zn²⁺، K⁺) ممکن است با تغییر نیروهای الکترواستاتیک و هیدراتاسیون بین پروتئینها و غشاها، رسوبگذاری را کاهش دهد. با این حال، یونهایی مانند Ca²⁺ اغلب باعث تجمع و افزایش پتانسیل رسوبگذاری میشوند.
مثالها:
- در طول فیلتراسیون جریان عرضی، خوراک غنی از پروتئینهای با وزن مولکولی بالا و ویسکوزیته بالا، کاهش سریع شار را تجربه میکند و نیاز به تمیز کردن و تعویض را افزایش میدهد.
- وقتی آب ورودی حاوی سیلیس کلوئیدی باشد و اسیدی شود، تجمع و رسوب سیلیس تشدید میشود و میزان رسوبگذاری را به شدت افزایش داده و عملکرد غشا را کاهش میدهد.
به طور خلاصه، درک تعامل بین ویسکوزیته محلول، انواع رسوب و ویژگیهای خوراک برای بهینهسازی غلظت اولترافیلتراسیون، کاهش رسوب غشا و به حداکثر رساندن طول عمر غشا ضروری است.
قطبش غلظتی و مدیریت آن
قطبش غلظتی چیست؟
قطبش غلظتی، تجمع موضعی حلشوندههای باقیمانده - مانند پروتئینها - در سطح مشترک غشاء/محلول در طول اولترافیلتراسیون است. در زمینه محلولهای پروتئینی، هنگامی که مایع در برابر غشای نیمهتراوا جریان مییابد، پروتئینهای رد شده توسط غشاء تمایل دارند در یک لایه مرزی نازک در مجاورت سطح انباشته شوند. این تجمع منجر به یک گرادیان غلظت تند میشود: غلظت بالای پروتئین درست در غشاء، که در محلول تودهای بسیار کمتر است. این پدیده برگشتپذیر است و توسط نیروهای هیدرودینامیکی کنترل میشود. این پدیده در تضاد با رسوب غشاء است که شامل رسوب یا جذب دائمیتر در داخل یا روی غشاء میشود.
چگونه قطبش غلظتی، ویسکوزیته و رسوبگذاری را تشدید میکند؟
در سطح غشا، تجمع مداوم پروتئینها یک لایه مرزی تشکیل میدهد که غلظت موضعی حلشونده را افزایش میدهد. این امر دو اثر قابل توجه دارد:
افزایش موضعی ویسکوزیته:با افزایش غلظت پروتئین در نزدیکی غشاء، ویسکوزیته محلول پروتئین در این ناحیه کوچک نیز افزایش مییابد. ویسکوزیته بالا مانع از انتقال معکوس املاح به خارج از غشاء میشود و شیب غلظت را بیشتر میکند و یک حلقه بازخورد از مقاومت فزاینده در برابر جریان ایجاد میکند. این امر منجر به کاهش شار نفوذ و نیاز به انرژی بیشتر برای ادامه فیلتراسیون میشود.
تسهیل رسوبگذاری غشاء:غلظت بالای پروتئین در نزدیکی غشاء، احتمال تجمع پروتئین و در برخی سیستمها، تشکیل لایه ژل را افزایش میدهد. این لایه منافذ غشاء را مسدود کرده و مقاومت در برابر جریان را بیشتر میکند. چنین شرایطی برای شروع رسوب برگشتناپذیر مناسب است، جایی که پروتئینها و ناخالصیها به صورت فیزیکی یا شیمیایی به ماتریس غشاء متصل میشوند.
تصویربرداری تجربی (مثلاً میکروسکوپ الکترونی) تجمع سریع خوشههای پروتئینی نانومقیاس را در غشاء تأیید میکند که در صورت عدم مدیریت مناسب تنظیمات عملیاتی، میتوانند به رسوبات قابل توجهی تبدیل شوند.
راهکارهایی برای به حداقل رساندن قطبش غلظتی
مدیریت قطبش غلظتی در فرآیند اولترافیلتراسیون برای غلظت پروتئین یا فیلتراسیون جریان عرضی نیاز به یک رویکرد دوگانه دارد: تنظیم هیدرودینامیک و تنظیم پارامترهای عملیاتی.
بهینهسازی سرعت جریان متقاطع:
افزایش سرعت جریان متقاطع، جریان مماسی در سراسر غشاء را افزایش میدهد، برش را تقویت کرده و لایه مرزی غلظت را نازک میکند. برش شدیدتر، پروتئینهای انباشته شده را از سطح غشاء جاروب میکند و هم قطبش و هم خطر رسوبگذاری را کاهش میدهد. به عنوان مثال، استفاده از میکسرهای استاتیک یا پاشش گاز، لایه حلشونده را مختل میکند و به طور قابل توجهی شار تراوه و راندمان را در فرآیند فیلتراسیون جریان عرضی بهبود میبخشد.
اصلاح پارامترهای عملیاتی:
فشار غشایی (TMP):TMP اختلاف فشار در دو طرف غشاء و نیروی محرکه برای اولترافیلتراسیون است. با این حال، افزایش TMP برای تسریع فیلتراسیون میتواند با تشدید قطبش غلظت، نتیجه معکوس داشته باشد. رعایت محدوده فشار نرمال غشایی - که از محدودیتهای تعیین شده برای اولترافیلتراسیون پروتئین تجاوز نکند - به جلوگیری از تجمع بیش از حد املاح و افزایش ویسکوزیته موضعی مرتبط با آن کمک میکند.
نرخ برش:نرخ برش، تابعی از سرعت جریان متقاطع و طراحی کانال، نقش محوری در دینامیک انتقال املاح ایفا میکند. برش بالا، لایه قطبش را نازک و متحرک نگه میدارد و امکان تجدید مکرر ناحیه تهی از املاح در نزدیکی غشاء را فراهم میکند. افزایش نرخ برش، زمان تجمع پروتئینها را کاهش داده و افزایش ویسکوزیته در سطح مشترک را به حداقل میرساند.
خواص خوراک:تنظیم خواص محلول پروتئینی ورودی - مانند کاهش ویسکوزیته محلول پروتئینی، کاهش محتوای سنگدانهها یا کنترل pH و قدرت یونی - میتواند به کاهش میزان و تأثیر قطبش غلظتی کمک کند. پیشتیمار خوراک و تغییرات فرمولاسیون ممکن است عملکرد غشای اولترافیلتراسیون را افزایش داده و با کاهش دفعات تمیز کردن غشا، طول عمر غشا را افزایش دهد.
مثال کاربردی:
کارخانهای که از فیلتراسیون جریان مماسی (TFF) برای تغلیظ آنتیبادیهای مونوکلونال استفاده میکند، سرعتهای جریان متقاطع بهینهشده را با دقت اعمال میکند و TMP را در یک بازه زمانی دقیق حفظ میکند. با انجام این کار، اپراتورها قطبش غلظت و گرفتگی غشا را به حداقل میرسانند و هم تعداد دفعات تعویض غشا و هم چرخههای تمیزکاری را کاهش میدهند - که مستقیماً هزینههای عملیاتی را کاهش داده و بازده محصول را بهبود میبخشد.
تنظیم و پایش مناسب این متغیرها - از جمله اندازهگیری ویسکوزیته محلول پروتئین در زمان واقعی - برای بهینهسازی عملکرد غلظت اولترافیلتراسیون و کاهش عوارض جانبی مربوط به قطبش غلظت در پردازش پروتئین، اساسی است.
بهینهسازی اولترافیلتراسیون برای محلولهای پروتئینی با ویسکوزیته بالا
۶.۱ بهترین شیوههای عملیاتی
حفظ عملکرد بهینه اولترافیلتراسیون با محلولهای پروتئینی با ویسکوزیته بالا، نیازمند تعادلی ظریف بین فشار غشایی (TMP)، غلظت پروتئین و ویسکوزیته محلول است. TMP - اختلاف فشار در دو طرف غشاء - مستقیماً بر میزان غلظت پروتئین اولترافیلتراسیون و درجه رسوبگذاری غشاء تأثیر میگذارد. هنگام پردازش محلولهای چسبناک مانند آنتیبادیهای مونوکلونال یا پروتئینهای سرم با غلظت بالا، هرگونه افزایش بیش از حد TMP ممکن است در ابتدا شار را افزایش دهد، اما همچنین به سرعت رسوبگذاری و تجمع پروتئین در سطح غشاء را تسریع میکند. این امر منجر به یک فرآیند فیلتراسیون ضعیف و ناپایدار میشود که با مطالعات تصویربرداری تأیید شده است که نشان میدهد لایههای متراکم پروتئین در غلظتهای بالای TMP و پروتئین بالای 200 میلیگرم در میلیلیتر تشکیل میشوند.
رویکرد بهینه شامل راهاندازی سیستم در نزدیکی TMP بحرانی، اما نه بیشتر از آن، است. در این نقطه، بهرهوری به حداکثر میرسد اما خطر رسوب برگشتناپذیر حداقل باقی میماند. برای ویسکوزیتههای بسیار بالا، یافتههای اخیر نشان میدهد که TMP را کاهش داده و همزمان جریان خوراک (فیلتراسیون جریان عرضی) را افزایش دهید تا به کاهش قطبش غلظت و رسوب پروتئین کمک کنید. به عنوان مثال، مطالعات انجام شده در غلظت پروتئین Fc-fusion نشان میدهد که تنظیمات TMP پایینتر به حفظ شار پایدار و در عین حال کاهش اتلاف محصول کمک میکند.
افزایش تدریجی و روشمند غلظت پروتئین در طول اولترافیلتراسیون بسیار مهم است. مراحل ناگهانی غلظت میتواند محلول را خیلی سریع به یک رژیم ویسکوزیته بالا سوق دهد و هم خطرات تجمع و هم شدت رسوب را افزایش دهد. در عوض، افزایش تدریجی سطح پروتئین امکان تنظیم پارامترهای فرآیند مانند TMP، سرعت جریان متقاطع و pH را به صورت موازی فراهم میکند و به حفظ پایداری سیستم کمک میکند. مطالعات موردی اولترافیلتراسیون آنزیمی تأیید میکند که حفظ فشارهای عملیاتی پایینتر در طول این مراحل، افزایش کنترلشده غلظت را تضمین میکند و افت شار را به حداقل میرساند و در عین حال از یکپارچگی محصول محافظت میکند.
۶.۲ دفعات تعویض و نگهداری غشاء
فراوانی تعویض غشا در اولترافیلتراسیون ارتباط نزدیکی با شاخصهای رسوبگذاری و کاهش شار دارد. به جای تکیه صرف بر کاهش نسبی شار به عنوان شاخص پایان عمر، پایش مقاومت رسوبگذاری خاص - یک معیار کمی که نشان دهنده مقاومت اعمال شده توسط مواد انباشته شده است - قابل اعتمادتر بوده است، به خصوص در خوراکهای پروتئین مخلوط یا پروتئین-پلیساکارید، که در آنها رسوبگذاری میتواند سریعتر و شدیدتر رخ دهد.
نظارت بر شاخصهای رسوبگذاری اضافی نیز بسیار مهم است. علائم قابل مشاهده رسوب سطحی، جریان ناهموار آب تصفیه شده یا افزایش مداوم TMP (علیرغم تمیز کردن) همگی سیگنالهای هشدار دهنده رسوبگذاری پیشرفتهای هستند که قبل از خرابی غشا رخ میدهد. تکنیکهایی مانند ردیابی شاخص رسوبگذاری اصلاح شده (MFI-UF) و مرتبط کردن آن با عملکرد غشا، امکان برنامهریزی پیشبینیشده برای تعویض را به جای تغییرات واکنشی فراهم میکند، در نتیجه زمان از کار افتادگی را به حداقل میرساند و هزینههای نگهداری را کنترل میکند.
یکپارچگی غشا نه تنها توسط تجمع رسوبات آلی، بلکه توسط خوردگی نیز به خطر میافتد، به خصوص در فرآیندهایی که در pH بسیار بالا یا با غلظت بالای نمک اجرا میشوند. بازرسیهای منظم و روالهای تمیزکاری شیمیایی باید برای مدیریت خوردگی و رسوب رسوبات انجام شود. هنگامی که رسوب مربوط به خوردگی مشاهده میشود، باید تعداد دفعات تمیز کردن غشا و فواصل تعویض آن تنظیم شود تا طول عمر پایدار غشا و عملکرد مداوم غشای اولترافیلتراسیون تضمین شود. نگهداری کامل و برنامهریزی شده برای کاهش تأثیر این مشکلات و طولانی شدن عملکرد مؤثر ضروری است.
۶.۳ کنترل فرآیند و اندازهگیری ویسکوزیته درون خطی
اندازهگیری دقیق و بلادرنگ ویسکوزیته محلول پروتئین برای کنترل فرآیند در اولترافیلتراسیون ضروری است، به خصوص با افزایش غلظت و ویسکوزیته. سیستمهای اندازهگیری ویسکوزیته درون خطی، نظارت مداوم را فراهم میکنند و امکان بازخورد فوری و تنظیم پویا پارامترهای سیستم را فراهم میکنند.
فناوریهای نوظهور، چشمانداز اندازهگیری ویسکوزیته محلول پروتئین را متحول کردهاند:
طیفسنجی رامان با فیلتر کالمنآنالیز رامان در زمان واقعی، که توسط فیلترهای کالمن توسعهیافته پشتیبانی میشود، ردیابی قوی غلظت پروتئین و ترکیب بافر را امکانپذیر میسازد. این رویکرد حساسیت و دقت را افزایش میدهد و از اتوماسیون فرآیند برای غلظت اولترافیلتراسیون و دیافیلتراسیون پشتیبانی میکند.
ویسکومتری مویینگی سینماتیک خودکاراین فناوری با استفاده از بینایی کامپیوتر، به طور خودکار ویسکوزیته محلول را اندازهگیری میکند، بر خطاهای دستی غلبه میکند و نظارت تکرارپذیر و چندگانه را در جریانهای فرآیندی متعدد ارائه میدهد. این فناوری برای فرمولاسیونهای پروتئینی استاندارد و پیچیده اعتبارسنجی شده و مداخله در طول مرحله تغلیظ اولترافیلتراسیون را کاهش میدهد.
دستگاههای رئولوژی میکروفلوئیدیکسیستمهای میکروفلوئیدیک، حتی برای محلولهای پروتئینی غیر نیوتنی و با ویسکوزیته بالا، پروفایلهای رئولوژیکی دقیق و پیوستهای ارائه میدهند. این سیستمها به ویژه در تولید دارو، پشتیبانی از استراتژیهای فناوری تحلیلی فرآیند (PAT) و ادغام با حلقههای بازخورد، ارزشمند هستند.
کنترل فرآیند با استفاده از این ابزارها، پیادهسازی حلقههای بازخورد را برای تنظیم بلادرنگ TMP، نرخ تغذیه یا سرعت جریان متقاطع در پاسخ به تغییرات ویسکوزیته امکانپذیر میسازد. به عنوان مثال، اگر حسگر درون خطی افزایش ناگهانی ویسکوزیته (به دلیل افزایش غلظت یا تجمع) را تشخیص دهد، TMP میتواند به طور خودکار کاهش یابد یا سرعت جریان متقاطع افزایش یابد تا شروع قطبش غلظت در اولترافیلتراسیون محدود شود. این رویکرد نه تنها طول عمر غشا را افزایش میدهد، بلکه با مدیریت پویای عوامل مؤثر بر ویسکوزیته محلولهای پروتئینی، از کیفیت پایدار محصول نیز پشتیبانی میکند.
انتخاب مناسبترین فناوری پایش ویسکوزیته به الزامات خاص کاربرد اولترافیلتراسیون، از جمله محدوده ویسکوزیته مورد انتظار، پیچیدگی فرمولاسیون پروتئین، نیازهای یکپارچهسازی و هزینه بستگی دارد. این پیشرفتها در پایش بلادرنگ و کنترل فرآیند پویا، توانایی بهینهسازی اولترافیلتراسیون برای محلولهای پروتئینی با ویسکوزیته بالا را به طور قابل توجهی بهبود بخشیده و هم پایداری عملیاتی و هم بازده بالای محصول را تضمین میکند.
عیبیابی و مشکلات رایج در اولترافیلتراسیون پروتئین
۷.۱ علائم، علل و راههای درمان
افزایش فشار غشایی
افزایش فشار غشایی (TMP) در طول اولترافیلتراسیون نشان دهنده افزایش مقاومت در سراسر غشاء است. اثرات فشار غشایی بر اولترافیلتراسیون مستقیم است: محدوده فشار غشایی طبیعی معمولاً وابسته به فرآیند است، اما افزایش پایدار آن شایسته بررسی است. دو علت رایج برجسته هستند:
- ویسکوزیته بالاتر محلول پروتئین:با افزایش ویسکوزیته محلولهای پروتئینی - معمولاً در غلظت بالای پروتئین اولترافیلتراسیون - فشار مورد نیاز برای جریان افزایش مییابد. این امر در مراحل غلظت نهایی و دیافیلتراسیون که محلولها بیشترین ویسکوزیته را دارند، بیشتر مشهود است.
- گرفتگی غشاء:مواد رسوبی مانند تجمع پروتئین یا مخلوطهای پلیساکارید-پروتئین میتوانند به منافذ غشاء بچسبند یا آنها را مسدود کنند و در نتیجه باعث افزایش سریع TMP شوند.
راههای درمان:
- کاهش TMP و افزایش شار خوراککاهش TMP ضمن افزایش سرعت تغذیه، قطبش غلظتی و تشکیل لایه ژل را کاهش میدهد و شار پایدار را افزایش میدهد.
- تمیز کردن منظم غشاء: یک دوره زمانی بهینه برای تمیز کردن غشاها تعیین کنید تا رسوبات انباشته شده از بین بروند. پس از تمیز کردن، اثربخشی را از طریق اندازهگیری ویسکوزیته محلول پروتئین بررسی کنید.
- غشاهای قدیمی را جایگزین کنیداگر تمیز کردن کافی نباشد یا طول عمر غشاء تمام شده باشد، ممکن است افزایش دفعات تعویض غشاء ضروری باشد.
نرخ شار نزولی: درخت تشخیصی
کاهش مداوم شار در طول مرحله تغلیظ اولترافیلتراسیون، نشاندهنده نگرانیهایی در مورد بهرهوری است. این رویکرد تشخیصی را دنبال کنید:
- نظارت بر TMP و ویسکوزیته:اگر هر دو افزایش یافتهاند، وجود رسوب یا لایه ژل را بررسی کنید.
- بررسی ترکیب و pH خوراک:جابجایی در اینجا میتواند ویسکوزیته محلولهای پروتئینی را تغییر داده و باعث رسوبگذاری شود.
- ارزیابی عملکرد غشاء:کاهش شار آب تصفیهشده علیرغم تمیز کردن، نشاندهندهی آسیب احتمالی غشا یا گرفتگی برگشتناپذیر است.
راه حل ها:
- دما، pH و قدرت یونی خوراک را بهینه کنید تا گرفتگی و قطبش غلظت در اولترافیلتراسیون کاهش یابد.
- از ماژولهای غشایی اصلاحشده سطحی یا چرخشی برای از بین بردن لایههای ژل و بازیابی شار استفاده کنید.
- اندازهگیری ویسکوزیته محلول پروتئین را به طور معمول انجام دهید تا تغییراتی را که بر جریان تأثیر میگذارند، پیشبینی کنید.
رسوب سریع یا تشکیل لایه ژل
تشکیل سریع لایه ژل ناشی از قطبش غلظتی بیش از حد در سطح غشا است. فشار غشایی ناشی از فیلتراسیون جریان عرضی (TFF) به ویژه در شرایط ویسکوزیته بالا یا تغذیه با پروتئین بالا حساس است.
استراتژیهای کاهش خطر:
- برای به حداقل رساندن اتصال و چسبندگی پروتئین، از سطوح غشایی آبدوست و با بار منفی (مثلاً غشاهای پلی وینیلیدین فلوراید [PVDF]) استفاده کنید.
- قبل از اولترافیلتراسیون، خوراک را با استفاده از انعقاد یا انعقاد الکتریکی برای حذف مواد با رسوب بالا پیشتصفیه کنید.
- دستگاههای مکانیکی مانند ماژولهای چرخان را در فرآیند فیلتراسیون جریان عرضی ادغام کنید تا ضخامت لایه کیک کاهش یابد و تشکیل لایه ژل به تأخیر بیفتد.
۷.۲ تنظیم با توجه به تغییرات خوراک
سیستمهای اولترافیلتراسیون پروتئین باید با تغییرپذیری در خواص یا ترکیب پروتئین خوراک سازگار شوند. عواملی که بر ویسکوزیته محلولهای پروتئینی تأثیر میگذارند - مانند ترکیب بافر، غلظت پروتئین و تمایل به تجمع - میتوانند رفتار سیستم را تغییر دهند.
استراتژیهای واکنش
- نظارت بر ویسکوزیته و ترکیب در زمان واقعی:حسگرهای تحلیلی درون خطی (طیفسنجی رامان + فیلتر کالمن) را برای تشخیص سریع تغییرات خوراک، که از روشهای قدیمی UV یا IR بهتر عمل میکند، مستقر کنید.
- کنترل فرآیند تطبیقی:تنظیمات پارامترها را تنظیم کنید (نرخ جریان، TMP، انتخاب غشاء) در پاسخ به تغییرات شناسایی شده. به عنوان مثال، افزایش ویسکوزیته محلول پروتئین ممکن است نیاز به TMP کمتر و سرعت برشی بالا داشته باشد.
- انتخاب غشاء:از غشاهایی با اندازه منافذ و شیمی سطح بهینه شده برای خواص خوراک فعلی، که حفظ پروتئین و شار را متعادل میکنند، استفاده کنید.
- پیش تصفیه خوراک:اگر تغییرات ناگهانی در ماهیت خوراک باعث رسوبگذاری میشود، مراحل انعقاد یا فیلتراسیون را در بالادست اولترافیلتراسیون قرار دهید.
مثالها:
- در فرآیندهای زیستی، سوئیچهای بافر یا تغییرات در تجمعات آنتیبادی باید TMP و تنظیمات جریان را از طریق سیستم کنترل آغاز کنند.
- برای اولترافیلتراسیون مرتبط با کروماتوگرافی، الگوریتمهای بهینهسازی عدد صحیح اختلاط تطبیقی میتوانند تغییرپذیری را به حداقل برسانند و هزینههای عملیاتی را کاهش دهند، در حالی که عملکرد غشای اولترافیلتراسیون را حفظ میکنند.
ردیابی روتین اندازهگیری ویسکوزیته محلول پروتئین و تنظیم فوری آن با شرایط فرآیند، به بهینهسازی غلظت اولترافیلتراسیون، حفظ توان عملیاتی و به حداقل رساندن گرفتگی غشا و قطبش غلظت کمک میکند.
سوالات متداول
۸.۱ محدوده طبیعی فشار غشایی در اولترافیلتراسیون محلولهای پروتئینی چقدر است؟
محدوده فشار غشایی (TMP) نرمال در سیستمهای تغلیظ پروتئین اولترافیلتراسیون به نوع غشا، طراحی ماژول و ویژگیهای خوراک بستگی دارد. برای اکثر فرآیندهای اولترافیلتراسیون پروتئین، TMP معمولاً بین 1 تا 3 بار (15 تا 45 psi) حفظ میشود. مقادیر TMP بالاتر از 0.2 مگاپاسکال (حدود 29 psi) میتواند خطر آسیب به غشا، رسوب سریع و کاهش طول عمر غشا را به همراه داشته باشد. در کاربردهای زیستپزشکی و زیستفرآوری، TMP توصیهشده معمولاً نباید از 0.8 بار (~12 psi) تجاوز کند تا از پارگی غشا جلوگیری شود. برای فرآیندهایی مانند فیلتراسیون جریان عرضی، ماندن در این محدوده TMP هم از عملکرد و هم از یکپارچگی پروتئین محافظت میکند.
۸.۲ چگونه ویسکوزیته محلولهای پروتئینی بر عملکرد اولترافیلتراسیون تأثیر میگذارد؟
ویسکوزیته محلول پروتئینی مستقیماً بر عملکرد غلظت اولترافیلتراسیون تأثیر میگذارد. ویسکوزیته بالا مقاومت جریان را افزایش داده و TMP را بالا میبرد که منجر به کاهش شار تراوه و رسوب سریع غشاء میشود. این اثر در آنتیبادیهای مونوکلونال یا پروتئینهای Fc-fusion در غلظت بالا، که در آنها ویسکوزیته به دلیل برهمکنشهای پروتئین-پروتئین و اثرات بار افزایش مییابد، برجستهتر است. مدیریت و بهینهسازی ویسکوزیته با مواد جانبی یا تیمارهای آنزیمی، شار را بهبود میبخشد، رسوب را کاهش میدهد و امکان دستیابی به غلظتهای بالاتر را در طول مرحله غلظت اولترافیلتراسیون فراهم میکند. نظارت بر اندازهگیری ویسکوزیته محلول پروتئینی برای حفظ پردازش کارآمد بسیار مهم است.
۸.۳ قطبش غلظتی چیست و چرا در TFF اهمیت دارد؟
قطبش غلظتی در اولترافیلتراسیون، تجمع پروتئینها در سطح غشا است که باعث ایجاد گرادیان بین محلول تودهای و سطح مشترک غشا میشود. در فیلتراسیون جریان عرضی، این امر منجر به افزایش ویسکوزیته موضعی و کاهش شار برگشتپذیر میشود. در صورت عدم مدیریت، ممکن است باعث رسوبگذاری غشا و کاهش راندمان سیستم شود. پرداختن به قطبش غلظتی در اولترافیلتراسیون شامل بهینهسازی نرخ جریان متقاطع، TMP و انتخاب غشا برای حفظ یک لایه قطبش نازک است. کنترل دقیق، توان عملیاتی را بالا و خطر رسوبگذاری را پایین نگه میدارد.
۸.۴ چگونه میتوانم زمان تعویض غشای اولترافیلتراسیون خود را تعیین کنم؟
وقتی کاهش قابل توجه در میزان عبوردهی (شار)، افزایش مداوم در TMP که تمیز کردن استاندارد قادر به رفع آن نیست، یا رسوب قابل مشاهدهای که پس از تمیز کردن باقی میماند را مشاهده کردید، غشای اولترافیلتراسیون را تعویض کنید. شاخصهای دیگر شامل از دست دادن گزینشپذیری (عدم رد پروتئینهای هدف طبق انتظار) و عدم توانایی در دستیابی به مشخصات عملکرد است. نظارت بر تناوب تعویض غشا با آزمایش منظم شار و گزینشپذیری، اساس به حداکثر رساندن طول عمر غشا در فرآیندهای تغلیظ اولترافیلتراسیون محلول پروتئین است.
۸.۵. چه پارامترهای عملیاتی را میتوانم تنظیم کنم تا رسوب پروتئین در TFF به حداقل برسد؟
پارامترهای عملیاتی کلیدی برای به حداقل رساندن رسوب پروتئین در فیلتراسیون جریان عرضی عبارتند از:
- سرعت جریان متقاطع کافی را حفظ کنید تا تجمع پروتئین موضعی کاهش یافته و قطبش غلظتی مدیریت شود.
- برای جلوگیری از نشت بیش از حد محصول و آسیب به غشا، در محدوده فشار کاری توصیهشده، معمولاً ۳ تا ۵ psi (۰.۲ تا ۰.۳۵ بار)، عمل کنید.
- برای محدود کردن رسوب برگشتناپذیر، پروتکلهای منظم تمیز کردن غشا را اعمال کنید.
- نظارت و در صورت لزوم، پیش تصفیه محلول خوراک برای کنترل ویسکوزیته (به عنوان مثال، با استفاده از تیمارهای آنزیمی مانند پکتیناز).
- مواد غشایی و اندازه منافذ (MWCO) مناسب برای اندازه پروتئین هدف و اهداف فرآیند را انتخاب کنید.
ادغام پیشفیلتراسیون هیدروسیکلون یا پیشتصفیه آنزیمی میتواند عملکرد سیستم را بهبود بخشد، بهویژه برای خوراکهای با ویسکوزیته بالا. ترکیب خوراک را از نزدیک پیگیری کنید و تنظیمات را بهصورت پویا تنظیم کنید تا گرفتگی غشا به حداقل برسد و فاز تغلیظ اولترافیلتراسیون بهینه شود.
زمان ارسال: نوامبر-03-2025



