برای اندازه‌گیری دقیق و هوشمند، Lonnmeter را انتخاب کنید!

اندازه‌گیری چگالی درون خطی در تولید فنل-استون بر پایه کومن

فرآیند کومن، فرآیند غالب در تولید مشترک فنل-استون در جهان است، اما واکنش‌های پیچیده و مراحل تقطیر آن نیاز به نظارت دقیق و بلادرنگ دارد. اندازه‌گیری چگالی درون خطی در اینجا غیرقابل مذاکره است: این فرآیند فوراً ترکیب جریان مایع را در مراحل جداسازی نفت خام، خالص‌سازی استون و پالایش فنل ردیابی می‌کند و امکان تشخیص سریع تغییرات ناخالصی یا ناهنجاری‌های فرآیند را فراهم می‌کند. این داده‌ها مستقیماً تنظیمات پارامترهای تقطیر را هدایت می‌کنند، تضمین می‌کنند که خلوص محصول مطابق با استانداردهای صنعتی است و خطرات ایمنی مانند کک‌سازی برج یا تجزیه هیدروپراکسید ناپایدار را کاهش می‌دهند - و شکافی را پر می‌کنند که نمونه‌برداری آفلاین، با تأخیرها و خطرات رانش آن، نمی‌تواند آن را برطرف کند.

مروری بر فرآیند کومن برای تولید فنل و استون

فرآیند تولید کومن، که معمولاً با نام فرآیند هاک شناخته می‌شود، مسیر صنعتی غالب برای سنتز فنول و استون از بنزن و پروپیلن است. این فرآیند شامل سه مرحله اصلی است: آلکیلاسیون بنزن برای تشکیل کومن، اکسیداسیون کومن به هیدروپراکسید کومن، و تجزیه کاتالیز شده اسیدی این هیدروپراکسید برای تولید فنول و استون.

در ابتدا، بنزن با پروپیلن در شرایط اسیدی - که اغلب با استفاده از کاتالیزورهای زئولیت مدرن انجام می‌شود - واکنش می‌دهد و کومن تشکیل می‌دهد. گزینش‌پذیری در این مرحله بسیار مهم است؛ پارامترهای فرآیند مانند دما و نسبت‌های بنزن به پروپیلن به شدت کنترل می‌شوند تا از پلی‌آلکیلاسیون ناخواسته جلوگیری شود. گزینش‌پذیری بالای کاتالیزورهای امروزی، ضایعات را کاهش داده و اثرات زیست‌محیطی را کاهش می‌دهد، که یک نکته کلیدی در شرایط نظارتی امروز است.

گیاه کومن

گیاه کومن

*

اکسیداسیون کومن با هوا انجام می‌شود و از طریق یک واکنش زنجیره‌ای رادیکالی، کومن هیدروپراکسید تولید می‌کند. این واسطه نقش اساسی در فرآیند دارد، اما خطرات عملیاتی قابل توجهی را به همراه دارد. کومن هیدروپراکسید مستعد تجزیه گرمازا و بالقوه انفجاری در شرایط کنترل دمای نامطلوب است، بنابراین نیاز به حفاظ‌های مهندسی قوی در سراسر مناطق ذخیره‌سازی و واکنش دارد.

سپس هیدروپراکسید تحت فرآیند تجزیه اسیدی - که اغلب توسط اسید سولفوریک تسهیل می‌شود - قرار می‌گیرد و منجر به تولید همزمان فنول و استون با نسبت مولی ثابت ۱:۱ می‌شود. این نسبت، همزیستی اقتصادی این فرآیند را تعریف می‌کند، زیرا نوسانات تقاضا یا قیمت بازار یک محصول، ناگزیر بر قابلیت تولید محصول دیگر تأثیر می‌گذارد. فنول و استون سالانه میلیون‌ها تن به طور همزمان تولید می‌شوند و فرآیند کومن تقریباً ۹۵٪ از تولید جهانی فنول را تا سال ۲۰۲۳ تشکیل می‌دهد. محصولات جانبی، مانند آلفا-متیل‌استایرن، دوباره به سیستم بازیافت می‌شوند و راندمان مواد را افزایش می‌دهند.

انتخاب هیدروپراکسید کومن به عنوان واسطه کلیدی، هم شیمی فرآیند و هم زیرساخت را شکل می‌دهد. تجزیه کنترل‌شده آن برای بازده بالا و قابلیت اطمینان فرآیند بسیار مهم است. کاتالیزورهای تجزیه هیدروپراکسید و طراحی بهینه راکتور، نرخ تبدیل را افزایش داده و در عین حال واکنش‌های جانبی خطرناک را سرکوب کرده‌اند. عملکرد ستون‌های تقطیر نفت خام و واحدهای تصفیه استون، پیچیدگی تکنیک‌های تقطیر صنعتی را که در پایین‌دست حلقه واکنش اولیه ادغام شده‌اند، بیشتر نشان می‌دهد. این جداسازی‌ها توسط طراحی دقیق ستون تقطیر و استراتژی‌های عملیاتی برای پشتیبانی از فرآیندهای تصفیه کتون که مطابق با مقررات درجه محصول هستند، کنترل می‌شوند.

فرآیند کومن چالش‌های عملیاتی و ایمنی متعددی را که مختص شیمی آن است، ارائه می‌دهد. از جمله این چالش‌ها می‌توان به مدیریت دقیق واکنش‌های رادیکالی، جلوگیری از تجمع هیدروپراکسید و مهار انتشار گازهای قابل اشتعال یا سمی در محدوده آستانه‌های زیست‌محیطی اشاره کرد. تأسیسات صنعتی به دلیل ماهیت خطرناک هیدروپراکسید کومن و قابلیت اشتعال بالای جریان‌های فرآیند، به راکتورهای تخصصی، نظارت پیشرفته و سیستم‌های اضطراری نیاز دارند. حتی با وجود تشدید و طراحی‌های کنترلی مدرن فرآیند، مشخصات ریسک، نظارت مداوم، آموزش اپراتور و تجزیه و تحلیل کامل ایمنی فرآیند را الزامی می‌کند.

علیرغم تحقیقات مداوم در مورد مسیرهای جایگزین تولید فنول، توانایی فرآیند کومن در تولید همزمان فنول و استون با خلوص بالا با سیستم‌های یکپارچه تصفیه و بازیابی، نقش آن را به عنوان معیار صنعت تضمین می‌کند. تعامل بازار، شیمی و مهندسی فرآیند، بازار جهانی فنول و استون را تا به امروز شکل می‌دهد.

مکانیسم و ​​کنترل تجزیه هیدروپراکسید کومن

سینتیک تجزیه حرارتی و مسیرهای آن

هیدروپراکسید کومن (CHP) در فرآیند تولید همزمان فنل-استون نقش اساسی دارد. تجزیه آن زیربنای تبدیل کومن به فنل و استون، دو ماده شیمیایی صنعتی پرمصرف، است. مکانیسم تجزیه با شکست همولیتیک پیوند O-O در CHP آغاز می‌شود و رادیکال‌های کامیلوکسی تولید می‌کند. این رادیکال‌ها به سرعت تحت برش β قرار می‌گیرند و استون و فنل، محصولات مورد نظر فرآیند کومن، را تولید می‌کنند.

سینتیک واکنش پیچیده است و از رفتار ساده مرتبه اول منحرف می‌شود. کالریمتری روبشی تفاضلی (DSC) و مدل‌های سینتیکی انتگرالی (Flynn-Wall-Ozawa و Kissinger-Akahira-Sunose) میانگین انرژی فعال‌سازی حدود 122 کیلوژول بر مول را با مرتبه واکنش نزدیک به 0.5 نشان می‌دهند که نشان‌دهنده یک فرآیند مرتبه مختلط است. این مسیر شامل واکنش‌های زنجیره‌ای شامل رادیکال‌های کومیل پراکسی و کومیلوکسی است که ممکن است بیشتر واکنش دهند و محصولات جانبی مانند استوفنون، α-متیل‌استایرن و متان تولید کنند.

شرایط عملیاتی، شامل دما، فشار و غلظت CHP، به طور بحرانی گزینش‌پذیری و بازده تولید استون و فنول را شکل می‌دهند. دمای بالا، شروع رادیکال را تسریع می‌کند و نرخ تبدیل کلی را افزایش می‌دهد، اما به طور بالقوه با ایجاد واکنش‌های جانبی رقابتی، گزینش‌پذیری را کاهش می‌دهد. برعکس، فشار متوسط ​​و غلظت بهینه CHP، تشکیل فنول و استون را افزایش می‌دهد و در عین حال تولید محصولات جانبی را محدود می‌کند. تشدید فرآیند - با استفاده از کنترل حرارتی دقیق - همچنان بخش اساسی تولید ایمن و با بازده بالای فنول و استون است و نظارت بلادرنگ از طریق چگالی‌سنج‌های درون خطی، مانند نمونه‌های تولید شده توسط Lonnmeter، بازخورد فرآیند قابل اعتمادی را در سراسر فرآیند تولید کیومن ارائه می‌دهد.

کاتالیزورها و پایداری شیمیایی

تجزیه کاتالیزوری، هم کارایی و هم ایمنی فرآیند کومن را شکل می‌دهد. کاتالیزورهای بازی مانند هیدروکسید سدیم (NaOH) به طور قابل توجهی دمای شروع تجزیه و انرژی فعال‌سازی CHP را کاهش می‌دهند و در نتیجه تبدیل سریع‌تر می‌شود، اما خطر واکنش‌های فرار را نیز افزایش می‌دهند. مواد اسیدی، از جمله اسید سولفوریک (H₂SO₄)، نیز تجزیه را تسریع می‌کنند، هرچند از طریق مسیرهای مکانیکی مختلف، که اغلب طول عمر رادیکال را تغییر می‌دهند و بر ترکیب محصول و شیوع محصولات جانبی تأثیر می‌گذارند.

انتخاب کاتالیزور مستقیماً بر نرخ تبدیل، به حداقل رساندن محصولات جانبی و ایمنی عملیاتی تأثیر می‌گذارد. برای تولید فنول و استون، مقادیر کنترل‌شده NaOH اغلب در صنعت ترجیح داده می‌شوند، زیرا آنها به طور مؤثر تجزیه CHP را کاتالیز می‌کنند و گزینش‌پذیری بالا را به سمت محصولات مورد نظر تسهیل می‌کنند. با این حال، کاتالیزور بیش از حد می‌تواند باعث انتشار کنترل‌نشده زنجیره شود و خطر فرار حرارتی و تشکیل محصولات جانبی بالقوه خطرناک مانند α-متیل‌استایرن و استوفنون را افزایش دهد. بنابراین، دوز ایمن و مداوم کاتالیزور، همراه با تجزیه و تحلیل دقیق فرآیند، در تجزیه هیدروپراکسید کومن بسیار مهم است.

مدیریت ایمنی در تجزیه

CHP از نظر حرارتی ناپایدار است و در حین جابجایی و تجزیه، عوامل خطر قابل توجهی را ایجاد می‌کند. این عوامل شامل پتانسیل آن برای واکنش‌های سریع گرمازا، حساسیت به فرار کاتالیزوری و حساسیت به آلودگی و نقاط حساس محلی است. تجزیه CHP بدون مدیریت می‌تواند منجر به افزایش فشار، پارگی تجهیزات و انتشار گازهای خطرناک شود.

حفظ پایداری سیستم به چندین شیوه کلیدی متکی است. ابزارهای نظارت درون خطی، مانند چگالی‌سنج‌های درون خطی Lonnmeter، بینش‌های بلادرنگ در مورد پروفایل‌های غلظت و وضعیت حرارتی فرآیند ارائه می‌دهند و تشخیص به موقع شرایط غیرطبیعی را تضمین می‌کنند. سیستم‌های فرآیند بسته، میزان مواجهه و آلودگی را محدود می‌کنند. کنترل دقیق دمای ذخیره‌سازی CHP، استفاده از اتمسفرهای خنثی (مانند نیتروژن) و جلوگیری از مصرف بیش از حد کاتالیزور، احتمال واکنش‌های فرار را کاهش می‌دهد. ارزیابی‌های پیش‌بینی‌کننده کالری‌متری (با استفاده از کالری‌متری آدیاباتیک) به طور گسترده برای تخمین شروع تجزیه در شرایط خاص فرآیند و کالیبراسیون رویه‌های اضطراری به کار می‌روند.

طراحی فرآیند شامل سیستم‌های جداسازی و تهویه برای مدیریت نوسانات فشار است، در حالی که کنترل‌کننده‌های دما و قفل‌های داخلی، پتانسیل گرمای بیش از حد را به حداقل می‌رسانند. واکنش‌های تجزیه معمولاً تحت جریان پیوسته کنترل‌شده، در راکتورهایی که برای حذف سریع گرما طراحی شده‌اند، انجام می‌شوند. این اقدامات تضمین می‌کنند که تجزیه حرارتی CHP - که برای تولید استون و فنل ضروری است - در سیستم فرآیند کومن گسترده‌تر، کارآمد و ایمن باقی بماند.

فرآیند تولید کیومن

بهینه‌سازی فرآیند در فرآیند تولید کیومن

افزایش بازده و بهره‌وری انرژی

ادغام گرما یک تکنیک اساسی در فرآیند تولید کیومن برای به حداکثر رساندن راندمان حرارتی است. با بازیابی و استفاده مجدد سیستماتیک از انرژی حرارتی از جریان‌های با دمای بالا، کارخانه‌ها می‌توانند خوراک‌ها را پیش‌گرم کنند، مصرف برق خارجی را کاهش دهند و هزینه‌های عملیاتی را پایین بیاورند. موثرترین استراتژی‌های ادغام گرما معمولاً شامل طراحی و بهینه‌سازی شبکه‌های مبدل حرارتی (HEN) است که با استفاده از آنالیز پینچ برای همسو کردن منحنی‌های ترکیبی گرم و سرد برای حداکثر گرمای قابل بازیابی هدایت می‌شوند. به عنوان مثال، همسو کردن وظایف حرارتی ریبویلر و کندانسور در بخش‌های تقطیر و پیش‌گرمایش می‌تواند صرفه‌جویی قابل توجهی در انرژی ایجاد کند و انتشار گازهای گلخانه‌ای تولید شده از طریق تولید بخار را به حداقل برساند. مطالعات موردی صنعتی فعلی، کاهش هزینه‌های برق را تا 25٪ گزارش کرده‌اند که مزایای مستقیمی در هزینه انرژی و انطباق با محیط زیست دارد.

یکی دیگر از اهرم‌های بهینه‌سازی ضروری، بازیافت خوراک است. در فرآیند کومن، تبدیل کامل بنزن و پروپیلن به ندرت در یک مسیر راکتور حاصل می‌شود. با بازیافت بنزن و کومن واکنش نداده، این فرآیند تبدیل مؤثر واکنش‌دهنده‌ها را افزایش داده و از منابع کاتالیزور به طور مؤثرتری استفاده می‌کند. این رویکرد نه تنها تلفات مواد اولیه را کاهش می‌دهد، بلکه به افزایش بازده کلی کارخانه نیز کمک می‌کند. طراحی مؤثر حلقه بازیافت، به حداقل رساندن افت فشار، نظارت بر ترکیب در زمان واقعی و تعادل دقیق جریان را در نظر می‌گیرد. مدیریت بهبود یافته بازیافت همچنین خطر رسوب کاتالیزور را کاهش داده و عمر چرخه کاتالیزور را افزایش می‌دهد و هم زمان از کارافتادگی و هم هزینه‌های جایگزینی کاتالیزور را کاهش می‌دهد.

ابزارهای تحلیل اگزرژی مانند Aspen Plus و MATLAB امکان ارزیابی ترمودینامیکی دقیق هر بخش از کارخانه را فراهم می‌کنند. مطالعات تأیید می‌کنند که بیشترین تلفات اگزرژی - و در نتیجه پتانسیل بهبود - در واحدهای تقطیر و جداسازی با دمای بالا وجود دارد. بنابراین، هدف‌گیری کمی و مبتنی بر شبیه‌سازی این بخش‌ها هنگام تلاش برای بهینه‌سازی جریان‌های انرژی و به حداقل رساندن برگشت‌ناپذیری در کل کارخانه در اولویت قرار می‌گیرد.

عملکرد راکتور و ستون تقطیر

بهینه‌سازی اندازه و طراحی راکتور برای ایجاد تعادل بین هزینه‌های سرمایه‌ای و راندمان عملیاتی بسیار مهم است. حجم راکتور، زمان ماند و بارگذاری کاتالیزور باید تنظیم شوند تا تبدیل‌های تک‌گذر بالا بدون خطر افت فشار بیش از حد یا مصرف بیش از حد آب و برق تضمین شوند. به عنوان مثال، افزایش قطر راکتور می‌تواند افت فشار را کاهش دهد اما ممکن است باعث اختلاط ناکارآمد شود، در حالی که راکتورهای طولانی‌تر، تبدیل را تا نقطه بازده نزولی به دلیل محدودیت‌های تعادل واکنش و تشکیل محصولات جانبی بهبود می‌بخشند.

برای ستون تقطیر پایین‌دستی، به‌ویژه تقطیر نفت خام، تنظیم عملیاتی نسبت رفلاکس، محل تغذیه، فاصله سینی‌ها و فشار ستون، جداسازی دقیق‌تر کومن از بنزن، پلی‌ایزوپروپیل بنزن واکنش نداده و سایر محصولات جانبی را امکان‌پذیر می‌کند. پیکربندی کارآمد تقطیر نه تنها بازیابی کومن را افزایش می‌دهد، بلکه بار روی ریبویلرها و کندانسورها را نیز کاهش می‌دهد و مستقیماً به کاهش هزینه‌های انرژی منجر می‌شود. استفاده استراتژیک از کشوهای جانبی یا طرح‌های تغذیه تقسیم‌شده می‌تواند جداسازی بین اجزای با نقطه جوش نزدیک مانند استون و کومن را بهبود بخشد و از تولید فنول و استون با خلوص بالا که مورد نیاز بازار فنول و استون است، پشتیبانی کند.

یک نمودار انرژی ستون تقطیر نمونه در زیر نشان داده شده است که جریان‌های انرژی ورودی در ریبویلر و جریان‌های خروجی در کندانسور را برجسته می‌کند، به همراه حلقه‌های یکپارچه بازیابی گرمای جانبی که تقاضای کل را در تأسیسات گرمایش و سرمایش اولیه کاهش می‌دهد.

نوآوری در طراحی راکتور

استراتژی‌های اخیر تشدید فرآیند، فناوری راکتور کومن را تغییر شکل می‌دهند. کاربرد سیستم‌های راکتور میکروحبابی و مینیاتوری، تماس سطحی بین واکنش‌دهنده‌ها را افزایش می‌دهد و به انتقال جرم سریع‌تر و گزینش‌پذیری بالاتر دست می‌یابد. این قالب‌های راکتور غیرمتعارف می‌توانند در زمان‌های اقامت پایین‌تری کار کنند و در عین حال اهداف تبدیل را حفظ یا از آنها پیشی بگیرند و در نتیجه، انرژی ورودی مورد نیاز برای هر واحد محصول سنتز شده را کاهش دهند.

راکتورهای میکروحباب کنترل بیشتری بر افزایش ناگهانی دما ارائه می‌دهند و تشکیل محصولات جانبی سنگین را که می‌توانند کاتالیزورها را مسموم کنند یا جداسازی پایین‌دستی را پیچیده کنند، کاهش می‌دهند. این امر ایمنی را بهبود می‌بخشد - با به حداقل رساندن نقاط داغ و نوسانات فشار - و از طریق کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، گرمای تلف‌شده و مصرف بیش از حد خوراک، ردپای زیست‌محیطی را کاهش می‌دهد. علاوه بر این، راکتورهای مینیاتوری امکان معماری‌های غیرمتمرکز و مدولار کارخانه را فراهم می‌کنند و به طور مقرون‌به‌صرفه برای مطابقت با تقاضای متغیر بازار برای تولید فنول و استون، مقیاس‌بندی می‌شوند.

این نوآوری‌ها، معیار جدیدی را برای کارایی راکتور و پایداری فرآیند در اکسیداسیون کومن و تجزیه هیدروپراکسید ایجاد می‌کنند، تولید همزمان فنل-استون را بهینه می‌کنند و استانداردهای خلوص محصول را که به طور فزاینده‌ای سختگیرانه هستند و در روش‌های خالص‌سازی استون و فرآیندهای خالص‌سازی کتون مورد نیاز هستند، برآورده می‌کنند.

با به‌کارگیری این تاکتیک‌های بهینه‌سازی فرآیند، تولیدکنندگان می‌توانند بدون به خطر انداختن استانداردهای ایمنی سختگیرانه فرآیند کیومن، به تعادل بهتری بین بهره‌وری انرژی، توان عملیاتی کارخانه، اهداف خلوص و پایداری دست یابند.

فرآوری پایین‌دستی: جداسازی فنل و استون

جداسازی فنول و استون پس از تجزیه هیدروپراکسید کومن نیازمند توالی دقیقی از مراحل تقطیر و خالص‌سازی است. مدیریت کارآمد انرژی و بازیابی محصول، طراحی فرآیند و شیوه‌های عملیاتی در تولید فنول و استون در مقیاس بزرگ را شکل می‌دهد.

توالی جداسازی محصولات

بخش پایین‌دستی با تصفیه خروجی خام راکتور که حاوی فنل، استون، آب، α-متیل‌استایرن، کومن، بنزن و سایر محصولات جانبی جزئی است، آغاز می‌شود. پس از خروج از راکتور، مخلوط خنثی شده و در صورت وجود آب قابل توجه، جداسازی فاز انجام می‌شود.

اولین تمرکز جداسازی، حذف استون است. به دلیل نقطه جوش پایین استون (56 درجه سانتیگراد)، معمولاً آن را از بقیه فاز آلی با نقطه جوش بالاتر، در بالادست تقطیر می‌کنند. این کار در یک ستون تقطیر نفت خام انجام می‌شود، جایی که استون، آب و ناخالصی‌های سبک در بالادست قرار می‌گیرند و فنول با ترکیبات سنگین‌تر به عنوان محصول انتهایی باقی می‌ماند. استون در بالادست ممکن است هنوز حاوی آب و مقادیر کمی از سایر ناخالصی‌های سبک باشد، بنابراین ممکن است تحت خشک شدن و تصفیه بعدی - از طریق تقطیر آزئوتروپیک یا استخراجی در صورت نیاز به خلوص بسیار بالا - قرار گیرد، اگرچه تقطیر معمولی در اکثر عملیات تجاری کافی است.

باقیمانده غنی از فنل در ستون‌های تقطیر متوالی، بیشتر خالص‌سازی می‌شود. ستون اول، مواد سبک مانند استون، بنزن و گازهای محلول باقیمانده را حذف می‌کند. ستون فنل بعدی جداسازی اصلی را انجام می‌دهد و فنل خالص را به دست می‌دهد و محصولات جانبی با نقطه جوش بالا را در پایین ستون جدا می‌کند. در بیشتر طرح‌بندی‌ها، محصولات جانبی ارزشمندی مانند α-متیل‌استایرن نیز با استخراج جانبی یا مراحل تقطیر بعدی بازیابی می‌شوند. این ستون‌ها در فشارها و برنامه‌های دمایی محاسبه‌شده کار می‌کنند تا راندمان جداسازی را به حداکثر و تلفات محصول را به حداقل برسانند.

عملکرد ستون تقطیر و ستون تقطیر نفت خام

ستون‌های تقطیر نقش اساسی در خالص‌سازی استون و فنول دارند. طراحی و عملکرد آنها مستقیماً بر خلوص، بازده و مصرف انرژی در فرآیند تولید کیومن تأثیر می‌گذارد.

برای حذف استون، ستون تقطیر نفت خام باید با توجه به شکاف فراریت بین استون و فنول، راندمان جداسازی بالایی را ارائه دهد. ستون‌های بلند با سینی‌های کارآمد یا بسته‌بندی با کارایی بالا استفاده می‌شوند. ادغام انرژی بسیار مهم است؛ گرمای حاصل از بخار سربار می‌تواند خوراک‌ها را پیش‌گرم کند یا در مدارهای جوش‌آور بازیابی شود و کل مصرف انرژی را کاهش دهد، همانطور که مطالعات شبیه‌سازی فرآیند نشان می‌دهند که پس از اجرای ادغام گرما در کارخانه‌های بزرگ، 15٪ کاهش در مصرف انرژی ویژه گزارش شده است ([Chemical Engineering Progress, 2022]).

چالش‌های عملیاتی شامل تشکیل آزئوتروپ، عمدتاً بین استون و آب است. اگرچه این امر می‌تواند جداسازی کامل را پیچیده کند، اما نوسانات نسبی در مقیاس صنعتی معمولاً به نفع تصفیه مرسوم است. کنترل فشار برای جلوگیری از هدررفت بخار استون و حفظ نیروهای محرک ترمودینامیکی حیاتی است. مدیریت دقیق دما در بالا و پایین، دستیابی به ترکیبات هدف بدون تخریب حرارتی محصولات را تضمین می‌کند.

تقطیر فنل با محدودیت‌های خاص خود مواجه است. نقطه جوش بالاتر فنل و حساسیت آن به اکسیداسیون به این معنی است که اجزای داخلی ستون باید در برابر خوردگی مقاوم باشند، که اغلب از آلیاژهای ویژه استفاده می‌شود. فشار ستون برای متعادل کردن هزینه انرژی و به حداقل رساندن خطرات تجزیه تنظیم می‌شود. محصولاتی که مستعد پلیمریزاسیون حرارتی هستند، مانند α-متیل‌استایرن، به سرعت حذف و خنک می‌شوند تا واکنش‌های جانبی سرکوب شوند.

کنترل‌های فرآیند پیشرفته و دستگاه‌های اندازه‌گیری درون خطی - مانند چگالی‌سنج‌ها و ویسکوزیته‌سنج‌های درون خطی Lonnmeter - به طور معمول برای تنظیم دقیق عملکرد ستون به کار گرفته می‌شوند و تضمین می‌کنند که اهداف خلوص و تعادل جرم ستون به طور مداوم رعایت می‌شوند.

تولید کومن

ادغام با تجزیه هیدروپراکسید و بازیابی محصول

ادغام یکپارچه واحدهای تجزیه، جداسازی و تصفیه برای فرآیند کومن حیاتی است. پساب واکنش مستقیماً به جداسازی پایین‌دستی منتقل می‌شود. انتقال سریع، واکنش‌های جانبی یا پلیمریزاسیون نامطلوب را به حداقل می‌رساند.

هر مرحله جداسازی به طور محکم به مرحله بعدی متصل است. استون بالاسری به سرعت تغلیظ و جمع‌آوری می‌شود تا از هدر رفتن مواد فرار جلوگیری شود. جریان‌های جانبی فنل و محصولات جانبی متعاقباً به مراحل خالص‌سازی آنها وارد می‌شوند. در جایی که محصولات جانبی ارزشمند بازیابی می‌شوند، جریان‌های خروجی آنها پس از تجزیه و تحلیل دقیق فاز و ترکیب، جمع‌آوری می‌شوند.

اولویت اصلی، جلوگیری از آلودگی متقاطع بین اجزای سبک (بخش استون/آب) و آلاینده‌های سنگین‌تر (کومن واکنش نداده، قیر) است. این امر از طریق چندین مرحله تعادل بخار-مایع در ستون‌ها و استفاده از جریان‌های رفلاکس حاصل می‌شود. لوله‌کشی‌ها و مخازن به گونه‌ای طراحی شده‌اند که احتباس و اتصال کوتاه را به حداقل برسانند.

میزان بازیابی استون و فنول در کارخانه‌های بهینه‌شده از ۹۷٪ فراتر می‌رود و تلفات عمدتاً به جریان‌های تصفیه اجتناب‌ناپذیر و تبخیر ناچیز محدود می‌شود. فاضلاب تولید شده در طول فرآیند، حاوی مواد آلی محلول، جداگانه نگهداری شده و برای برآورده کردن الزامات نظارتی به سیستم‌های تصفیه پیشرفته هدایت می‌شود.

یکپارچه‌سازی کارآمد به نظارت مداوم بر متغیرهای کلیدی متکی است: خوانش‌های چگالی و ویسکوزیته از کنتورهای درون خطی مانند کنتورهای Lonnmeter، کیفیت خوراک و خلوص محصول را در لحظه تأیید می‌کنند و امکان کنترل بازخورد را برای حداکثر بازده و ایمنی عملیاتی فراهم می‌کنند.

طراحی فرآیند کارآمد در تولید فنل-استون به توالی‌های جداسازی قوی، تقطیر با بهینه‌سازی انرژی، ادغام دقیق واکنش و خالص‌سازی و نظارت مداوم درون خطی بستگی دارد که هم از اقتصاد فرآیند و هم از کیفیت محصول پشتیبانی می‌کند.

تکنیک‌های پیشرفته برای خالص‌سازی استون

خالص‌سازی استون پس از تولید همزمان فنل-استون از طریق فرآیند کومن، با توجه به الزامات دقیق کیفیت محصول شکل می‌گیرد. انتخاب روش مناسب خالص‌سازی استون به الزامات خلوص کاربرد نهایی، محدودیت‌های نظارتی و مشخصات ناخالصی ایجاد شده در طول تجزیه هیدروپراکسید کومن و واکنش‌های بالادستی بستگی دارد.

اصول کلیدی در خالص‌سازی استون

استون خام حاصل از اکسیداسیون کومن حاوی مقادیر قابل توجهی آب، فنل، α-متیل استایرن، کومن، استوفنون، اسیدهای کربوکسیلیک، آلدهیدها و سایر مواد آلی اکسیژن‌دار است. تصفیه پایین‌دستی این ناخالصی‌ها را برای حذف هدف قرار می‌دهد. ستون فقرات تقطیر مرحله‌ای است:

  • ستون‌های اولیه ناخالصی‌های سنگین و با نقطه جوش بالا - عمدتاً فنول، α-متیل‌استایرن، استوفنون و مواد تشکیل‌دهنده قیر - را با برداشت از پایین حذف می‌کنند. بخش میانی حاوی آزئوتروپ استون-آب است، در حالی که بخش‌های سبک‌تر (مانند کومن واکنش نداده) می‌توانند در بخش‌های بعدی از طریق سربار جداسازی شوند.

تقطیر آزئوتروپیک اغلب برای تجزیه مخلوط‌های دشوار استون-آب ضروری است، که با استفاده از یک افزودنی هیدروکربنی برای مختل کردن ترکیب آزئوتروپیک و افزایش خلوص استون انجام می‌شود. در مواردی که ناخالصی‌ها نقاط جوش مشابهی دارند، تقطیر استخراجی - با گلیکول‌ها یا حلال‌های مناسب - به کار گرفته می‌شود. در اینجا، افزودنی، فراریت‌های نسبی را اصلاح می‌کند، جداسازی مؤثر مواد آلی نزدیک به هم را تسهیل می‌کند و بازده استون را به حداکثر می‌رساند.

فراتر از تقطیر، مراحل تصفیه جذبی، فنول و ترکیبات قطبی باقیمانده را حذف می‌کنند. کربن فعال، سیلیکاژل و رزین‌های تبادل یونی در این نقش بین یا بعد از مراحل ستون عالی عمل می‌کنند. در مواردی که مواد آلی اسیدی وجود داشته باشد، این فرآیند ممکن است شامل خنثی‌سازی با سود سوزآور و به دنبال آن شستشوی آبی برای حذف نمک‌ها و اسیدها قبل از تقطیر نهایی باشد.

استون با خلوص بالا (≥99.5 درصد وزنی برای اکثر نیازهای صنعتی یا آزمایشگاهی) اغلب تحت یک مرحله "صیقل" نهایی قرار می‌گیرد که ترکیبی از فیلتراسیون دقیق و جذب پیشرفته است تا از برآورده شدن مشخصات مربوط به آب (<0.3 درصد وزنی)، فنل (<10 ppm)، آروماتیک‌های سنگین (<100 ppm) و کل مواد غیر فرار (<20 ppm) اطمینان حاصل شود. این امر برای استون با گرید الکترونیکی یا دارویی بسیار حیاتی است.

بهینه‌سازی و عیب‌یابی در تقطیر

اثربخشی فرآیند تقطیر استون به طراحی دقیق ستون تقطیر و عملکرد منظم آن بستگی دارد. ستون‌های تقطیر به گونه‌ای طراحی و اجرا می‌شوند که انتقال جرم قوی و جداسازی بهینه را ارتقا دهند. چندین استراتژی، خلوص و بازده را به حداکثر می‌رسانند:

  • ستون‌های بلند با سینی‌های فراوان یا پکینگ‌های ساختاریافته با راندمان بالا، جداسازی دقیق‌تری را تضمین می‌کنند، به خصوص در مواردی که نقاط جوش استون-آب یا استون-کومن نزدیک به هم باشند.
  • ادغام گرما بین ریبویلرها و کندانسورها (مثلاً از طریق فشرده‌سازی مجدد بخار یا مبدل‌های حرارتی) مصرف انرژی را کاهش داده و دما را تثبیت می‌کند که از جداسازی مداوم پشتیبانی می‌کند.
  • تنظیم دقیق نسبت رفلاکس و نرخ‌های خروج محصول، با هدایت نظارت درون خطی بر چگالی و ترکیب (با ابزارهایی مانند چگالی‌سنج‌های درون خطی Lonnmeter)، امکان تنظیم سریع و هدف‌گیری دقیق محصول را فراهم می‌کند و تضمین می‌کند که هر بچ معیارهای خلوص دقیق را برآورده می‌کند.

مشکلات رایج تقطیر شامل طغیان ستون، کف کردن و تجمع پسماند است:

اگر سرعت جریان خیلی زیاد باشد، طغیان ستون رخ می‌دهد - مایع به جای پایین رفتن، به سمت بالا حرکت می‌کند و راندمان جداسازی را به شدت کاهش می‌دهد. رفع این مشکل مستلزم کاهش توان عملیاتی یا تنظیم نسبت‌های رفلاکس است. کف کردن ناشی از سرعت بالای بخار یا وجود مواد فعال سطحی (مثلاً قیر یا مقادیر ناچیز فنل) است. عوامل ضد کف، پروفیل‌بندی دقیق ستون و ورود مرحله‌ای جریان‌های فرآیند می‌تواند کف مداوم را کاهش دهد.

تجمع پسماند، که اغلب در پایین‌ترین سینی‌ها یا ریبویلر واحد تقطیر دیده می‌شود، ناشی از محصولات الیگومریزاسیون یا قیر است. برداشت دوره‌ای محصول پایین، تمیز کردن معمول و نگه داشتن پروفیل‌های دما در محدوده مجاز، تشکیل قیر را به حداقل می‌رساند و طول عمر ستون را تضمین می‌کند.

هنگام جداسازی آزئوتروپ‌ها یا مدیریت ناخالصی‌های با نقطه جوش نزدیک، می‌توان سینی‌های معمولی را با مواد بسته‌بندی با راندمان بالا جایگزین کرد. پروفیل‌های دما و فشار در امتداد ستون در فواصل زمانی مشخص حفظ می‌شوند. ابزار دقیق خودکار - مانند اندازه‌گیری مداوم چگالی درون خطی - اپراتورها را قادر می‌سازد تا به سرعت محصول خارج از مشخصات را شناسایی کرده و در زمان واقعی پاسخ دهند و راندمان و بازده عملیاتی را افزایش دهند.
فلوچارت ساده شده‌ای که تقطیر و خالص‌سازی چند مرحله‌ای استون برای تولید فنول و استون را نشان می‌دهد (طراحی اختصاصی بر اساس رویه استاندارد)

اثر ترکیبی این روش‌های پیشرفته تصفیه استون، جابجایی ایمن محصولات جانبی بالادستی از فرآیند تولید کیومن، انطباق قابل اعتماد با استانداردهای بازار استون و فنل و کاهش اثرات زیست‌محیطی را تضمین می‌کند.

پیامدهای بهینه‌سازی صنعتی و پایداری

در فرآیند تولید کومن، پیوند تنگاتنگ طراحی فرآیند، کاتالیز و گزینه‌های جداسازی با بهره‌وری منابع ضروری است. طراحی فرآیند یکپارچه، مهندسی واکنش، فناوری جداسازی و بازیابی انرژی را برای به حداکثر رساندن بازده و کاهش ضایعات در هر مرحله از تولید مشترک فنل-استون هماهنگ می‌کند. با استقرار سیستم‌های کاتالیزوری پیشرفته، مانند کاتالیزورهای اسید جامد قوی (از جمله زئولیت‌ها و هتروپلی اسیدها)، اپراتورها به گزینش‌پذیری بالاتری در تجزیه هیدروپراکسید کومن دست می‌یابند و تشکیل محصولات جانبی مانند α-متیل‌استایرن و استوفنون را کاهش می‌دهند. این افزایش گزینش‌پذیری نه تنها بازده فرآیند را بهبود می‌بخشد، بلکه از طریق کاهش جریان‌های ضایعات، از پایداری نیز پشتیبانی می‌کند.

هنگام انتخاب کاتالیزورهای تجزیه هیدروپراکسید، تشدید فرآیند نقش محوری ایفا می‌کند. به عنوان مثال، رویکردهای کاتالیزوری هیبریدی، که ویژگی‌های کاتالیزورهای همگن و ناهمگن را ترکیب می‌کنند، به دلیل افزایش انعطاف‌پذیری عملیاتی و افزایش طول عمر کاتالیزور، مورد توجه قرار گرفته‌اند. با این وجود، طراحی کاتالیزور باید فعالیت بالا و پایداری در برابر مسائلی مانند کک‌سازی و مسمومیت با ناخالصی‌ها را با هم تطبیق دهد و حداقل گردش کاتالیزور و بار زیست‌محیطی ناشی از دفع کاتالیزور مصرف‌شده را تضمین کند. نوآوری‌های مداوم در کاتالیزور مستقیماً بر بهره‌وری منابع، مهار تلفات مواد اولیه و به حداقل رساندن تقاضای خدمات تأثیر می‌گذارند.

یکپارچه‌سازی طراحی فرآیند، به ویژه در طول خالص‌سازی استون و فرآیند تقطیر استون، همچنان برای بهینه‌سازی صنعتی بسیار مهم است. پیاده‌سازی طرح‌های پیشرفته ستون تقطیر - مانند ستون‌های دیواره‌ای جداکننده - و جداسازی‌های مبتنی بر غشاء که باعث صرفه‌جویی در مصرف انرژی می‌شوند، عملیات مقرون‌به‌صرفه و پایدار را امکان‌پذیر می‌کنند. به عنوان مثال، ستون‌های دیواره‌ای جداکننده، عملیات ستون تقطیر نفت خام را ساده می‌کنند و منجر به صرفه‌جویی در انرژی تا 25٪ نسبت به تنظیمات چند ستونی سنتی می‌شوند، در حالی که فضای فیزیکی کارخانه را نیز آزاد می‌کنند. علاوه بر این، استراتژی‌های پیشرفته یکپارچه‌سازی گرما، که با تکنیک‌هایی مانند آنالیز پینچ هدایت می‌شوند، کاهش مصرف بخار بیش از 20٪ را نشان داده‌اند، همانطور که در ارتقاء سایت‌های تولید فنول و استون مستند شده است. این اقدامات به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و کاهش وابستگی به منابع بخار مشتق شده از سوخت‌های فسیلی منجر می‌شود.

ادغام آب و گرما، بهره‌وری منابع را در فرآیند اکسیداسیون کومن و مراحل جداسازی بعدی، بیشتر افزایش می‌دهد. سیستم‌های استفاده مجدد آبشاری و مناطق خاموش‌سازی که به صورت استراتژیک قرار گرفته‌اند، می‌توانند خروجی فاضلاب را تا 40 درصد کاهش دهند و هم حجم و هم شدت آلودگی پساب‌ها را کنترل کنند. این امر به ویژه برای انطباق با چارچوب‌های نظارتی در حال تحول در بازارهای اصلی فنل و استون، که در آن‌ها محدودیت‌های تخلیه پساب و انتشار کربن در حال تشدید است، اهمیت دارد.

ملاحظات نظارتی و زیست‌محیطی به ویژه در زمینه تولید مشترک فنل-استون با استفاده از فرآیند کومن، بسیار ظریف و دقیق هستند. کنترل‌های سختگیرانه بر روی واسطه‌های خطرناک - مانند هیدروپراکسید کومن - کنترل دقیق فرآیند و نظارت ایمنی در زمان واقعی را در طول عملیات پرخطر الزامی می‌کند. مقررات زیست‌محیطی، به ویژه در حوزه‌های قضایی آمریکای شمالی و اروپا، الزامات مربوط به تصفیه پساب، کنترل انتشار و بازیافت حلال/گرما را تشدید می‌کنند. استراتژی‌های انطباق در طراحی فرآیند در مراحل اولیه تعبیه شده‌اند، که اغلب شامل معیارهای شدت جرم فرآیند و تجزیه و تحلیل چرخه عمر است که مستقیماً طرح کارخانه و انتخاب فناوری را شکل می‌دهند.

نظارت بر فرآیند در زمان واقعی و بهینه‌سازی آن، برای حفظ کارایی و به حداقل رساندن تلفات اجتناب‌ناپذیر فرآیند، ضروری هستند. به عنوان مثال، چگالی‌سنج‌ها و ویسکوزیته‌سنج‌های درون‌خطی از Lonnmeter، امکان کنترل مداوم و درجا پارامترهای واکنش و جداسازی را در سراسر خط تولید استون و فنول فراهم می‌کنند. با ردیابی دقیق غلظت محصول و فرآورده‌های جانبی، اپراتورها می‌توانند متغیرهای حیاتی - مانند نسبت‌های رفلاکس، نقاط برش در تقطیر و دوز کاتالیزور - را به دقت تنظیم کنند و در نتیجه مصرف انرژی را کاهش داده و حجم مواد خارج از مشخصات یا ضایعات را مهار کنند.

استفاده از تکنیک‌های تقطیر صنعتی، که توسط داده‌های حسگر در لحظه پشتیبانی می‌شوند، همچنین عیب‌یابی و واکنش به خاموشی را در مواجهه با شرایط نامساعد تسریع می‌کند. با کاهش تغییرپذیری بین کمپین‌ها و افزایش تکرارپذیری دسته‌ای، اپراتورها صرفه‌جویی مستقیم در هزینه‌ها، کاهش موجودی مواد اولیه و کاهش تخلفات زیست‌محیطی را محقق می‌کنند. در نتیجه، بهینه‌سازی فرآیند در لحظه، که توسط فناوری‌های اندازه‌گیری دقیق درون‌خطی کاتالیز می‌شود، برای تولید رقابتی، مطابق با استانداردها و پایدار فنل و استون ضروری است.

سوالات متداول (FAQs)

فرآیند کومن چیست و چرا برای تولید همزمان فنل-استون مهم است؟
فرآیند کومن، که با نام فرآیند هاک نیز شناخته می‌شود، یک روش صنعتی برای تولید همزمان فنول و استون در یک توالی یکپارچه است. این فرآیند با آلکیلاسیون آغاز می‌شود، جایی که بنزن با پروپیلن واکنش می‌دهد تا با استفاده از کاتالیزورهای اسیدی جامد مانند زئولیت‌ها یا اسید فسفریک، کومن تولید کند. سپس کومن با هوا اکسید می‌شود تا کومن هیدروپراکسید تشکیل شود. این واسطه تحت شکافت کاتالیز شده با اسید قرار می‌گیرد و فنول و استون را با نسبت مولی دقیق ۱:۱ تولید می‌کند. این فرآیند از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا بر تولید جهانی فنول و استون تسلط دارد و راندمان عملکرد بالا و ادغام منابع را ارائه می‌دهد. حدود ۹۵٪ از فنول جهانی از طریق این فرآیند تا سال ۲۰۲۳ تولید می‌شود که بر محوریت صنعتی و اقتصادی آن تأکید دارد.

تجزیه هیدروپراکسید کومن چگونه بر ایمنی و عملکرد فرآیند تأثیر می‌گذارد؟
تجزیه هیدروپراکسید کومن بسیار گرمازا است و گرمای قابل توجهی آزاد می‌کند. اگر به طور دقیق مدیریت نشود، می‌تواند باعث فرار حرارتی، انفجار یا آتش‌سوزی شود - که الزامات سختگیرانه‌ای را بر طراحی فرآیند و نظم عملیاتی تحمیل می‌کند. انتخاب دقیق کاتالیزورهای تجزیه هیدروپراکسید و کنترل دقیق شرایط واکنش برای عملیات ایمن حیاتی است. نظارت بر دما و سرعت واکنش تضمین می‌کند که بازده فنول و استون در حداکثر مقدار خود باقی بماند و در عین حال تشکیل محصولات جانبی و خطرات ایمنی به حداقل برسد. بهترین شیوه‌های صنعتی شامل نظارت مداوم بر سیستم، خاموش کردن اضطراری و طراحی قوی راکتور برای مدیریت گرمازایی و مهار هرگونه افزایش فشار است.

ستون تقطیر نفت خام چه نقشی در فرآیند تولید کومن دارد؟
ستون تقطیر نفت خام یک واحد عملیاتی محوری پس از تجزیه هیدروپراکسید است. این ستون، فنول، استون، کومن واکنش نداده و محصولات جانبی جزئی را جدا می‌کند. عملکرد کارآمد ستون تقطیر نفت خام، بازیابی محصول را افزایش، مصرف انرژی را کاهش و جریان‌هایی تولید می‌کند که مستقیماً به مراحل بعدی تصفیه وارد می‌شوند. طراحی و عملکرد ستون تقطیر باید نقاط جوش نزدیک به هم اجزای مختلف را در نظر بگیرد که مستلزم دقت در کنترل دما و فشار است. نقص در تقطیر می‌تواند منجر به از دست رفتن محصول، آلودگی یا هزینه‌های اضافی در بخش تاسیسات شود.

چرا خالص‌سازی استون در تولید فنل-استون ضروری است؟
استون به‌دست‌آمده از فرآیند کومن حاوی طیف وسیعی از ناخالصی‌ها است: محصولات واکنش جانبی (مانند متیل ایزوبوتیل کتون، ایزوپروپانول)، آب و اسیدهای آلی که در طول اکسیداسیون و تجزیه تشکیل می‌شوند. خالص‌سازی دقیقی مورد نیاز است تا استون مطابق با استانداردهای صنعتی سختگیرانه برای استفاده در صنایع پایین‌دستی داروسازی، حلال‌ها و پلاستیک‌ها باشد. فرآیندهای خالص‌سازی، مانند جداسازی دقیق از طریق ستون‌های تقطیر، این ناخالصی‌ها را حذف می‌کنند. استون تمیز همچنین قیمت بازار بالاتری دارد و توجیه اقتصادی برای خالص‌سازی مؤثر را تقویت می‌کند.

چگونه ادغام فرآیند و نوآوری‌های راکتور می‌تواند مشخصات اقتصادی و زیست‌محیطی فرآیند کومن را بهبود بخشد؟
ادغام فرآیند، فرصت‌هایی را برای بازیابی گرما، بازیافت مواد واکنش نداده و ساده‌سازی عملیات واحد برای کاهش مصرف انرژی فراهم می‌کند. به عنوان مثال، ادغام خروج گرمای واکنش یا ترکیب توالی‌های تقطیر می‌تواند هزینه‌های سوخت و آب و برق را کاهش دهد. به کارگیری پیشرفت‌هایی مانند راکتورهای میکروحبابی نشان داده است که انتقال جرم را بهبود می‌بخشد، راندمان اکسیداسیون را افزایش می‌دهد و تشکیل محصولات جانبی زائد را کاهش می‌دهد. این نوآوری‌ها در مجموع با کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و تولید فاضلاب، ردپای زیست‌محیطی را کاهش می‌دهند، ضمن اینکه هزینه‌های کلی پردازش را نیز کاهش می‌دهند و تولید همزمان فنل-استون را پایدارتر و از نظر اقتصادی مقرون به صرفه‌تر می‌کنند.


زمان ارسال: ۱۹ دسامبر ۲۰۲۵