مدیریت مؤثر غلظت سیانید آزاد در فرآیند لیچینگ سیانید طلا نیازمند اندازهگیری بلادرنگ در مدارهای لیچینگ است. آنالایزرهای درون خطی، که مستقیماً در خطوط لوله یا مخازن دوغاب قرار میگیرند، به طور مداوم غلظت سیانید آزاد، سیانید باقیمانده و سیانید WAD را ردیابی میکنند. این ابزارها تأخیرهای نمونهبرداری دستی را از بین میبرند، خطرات خطای اپراتور را به حداقل میرسانند و هر 3 تا 10 دقیقه دادههای فرآیند را ارائه میدهند و از تصمیمگیری سریع در محیطهای پویای کارخانه پشتیبانی میکنند.
اصول لیچینگ سیانید برای استخراج طلا
لیچینگ سیانیدی طلا، سنگ بنای بازیابی هیدرومتالورژی طلا است که امکان استخراج از سنگ معدنهای کمعیار و پیچیده را فراهم میکند. در این فرآیند، طلا از شکل فلزی طبیعی خود به یک کمپلکس محلول تبدیل میشود، که اغلب از طریق استفاده از سیانید سدیم (NaCN) در شرایط قلیایی قوی انجام میشود. واکنش شیمیایی اساسی شامل طلا، یونهای سیانید و اکسیژن مولکولی است که منجر به تشکیل کمپلکس پایدار سیانید طلا [Au(CN)_2]^– میشود - واکنشی کلیدی برای استخراج صنعتی طلا:
4 Au + 8 CN- + O2 + 2 H2O → 4 [Au(CN)2]- + 4 OH-
حفظ غلظت کافی سیانید، اکسیژن محلول کافی و pH قلیایی (معمولاً >10) برای تسهیل انحلال و جابجایی ایمن بسیار مهم است، زیرا شرایط قلیایی مانع تشکیل گاز سمی هیدروژن سیانید میشود. سینتیک لیچینگ به شدت تحت تأثیر این پارامترها و همچنین چگالی پالپ و اندازه ذرات قرار دارد - متغیرهایی که به طور معمول در عملیات کارخانه بهینه شده و در تحقیقات پیشرفته سیانیداسیون طلا به آنها اشاره میشود. علاوه بر این، کانیشناسی سنگ معدن و وجود ناخالصیها، مانند یونهای مس، میتوانند با رقابت برای سیانید و تشکیل کمپلکسهای ناخواسته که مصرف معرف را افزایش داده و میزان بازیابی طلا را کاهش میدهند، کارایی فرآیند را کاهش دهند.
پایش آنلاین سیانید و طلا در محلول لیچینگ طلا
*
فرآیند لیچینگ سیانید طلا از نظر سادگی عملیاتی، مقرون به صرفه بودن و بازده استخراج برای اکثر انواع سنگ معدن، بینظیر است. پیشرفتهای اخیر شامل مدلسازی ترمودینامیکی و سینتیکی برای پیشبینی رفتار لیچینگ، بهینهسازی غلظت سیانید آزاد و به حداقل رساندن استفاده بیش از حد از معرف از طریق بهبود آنالیز غلظت لیچینگ پالپ و اندازهگیری چگالی شیرابه طلا است. دستگاه اندازهگیری غلظت اولتراسونیک Lonnmeter برای اندازهگیری سیانید همچنین به نظارت دقیقتر و بلادرنگ غلظت سیانید در عملیات معدنکاری کمک کرده است و کنترل دقیق شرایط لیچینگ و کاهش ضایعات را تسهیل میکند.
در حالی که لیچینگ سیانید برای استخراج طلا در صنعت غالب است، روشهای لیچینگ طلای بدون سیانید به دلیل افزایش نگرانیهای زیستمحیطی و نظارتی، مورد توجه قرار گرفتهاند. فناوریهای جایگزین مانند لیچینگ تیوسولفات و هیپوبرومیت، جایگزینهای سازگار با محیط زیست برای لیچینگ طلا ارائه میدهند و در مطالعات آزمایشگاهی و پایلوت، بازده بازیابی طلا رقابتی را نشان دادهاند. به عنوان مثال، فرآیند Dundee Sustainable Technologies از هیپوبرومیت سدیم برای جایگزینی سیانید استفاده میکند و به استخراج سریع طلا و حذف خطرات تصفیه و دفع شیرابه سیانید کمک میکند. با این حال، پیادهسازی در مقیاس بزرگ با عواملی از جمله هزینه، ادغام فرآیند و سازگاری خاص سنگ معدن مواجه است.
انتخاب فرآیند بین رویکردهای سیانیدی و بدون سیانید به تعادل بازیابی طلا از شیرابه سیانیدی، امکانسنجی فنی، هزینههای عملیاتی، اثرات زیستمحیطی و رعایت مقررات بستگی دارد. لیچینگ سیانیدی به دلیل سینتیک قابل پیشبینی لیچینگ در سیانیداسیون طلا و خطرات زیستمحیطی قابل مدیریت در هنگام همراه شدن با سیستمهای قوی نظارت بر غلظت سیانید، همچنان روش ارجح برای بسیاری از عملیات معدنکاری است. در مقابل، فناوریهای پیشرفته لیچینگ سیانیدی و جایگزینهای سازگار با محیط زیست، مسیرهای مهمی را برای معادنی که با مشکلات مجوز اجتماعی، انواع سنگ معدن پیچیده یا محیطهای نظارتی سختگیرانه مواجه هستند، فراهم میکنند. مصالحه هر روش نیاز به ارزیابی دقیق غلظت سیانید آزاد و باقیمانده در شیرابه طلا، چگالی پالپ، ترکیب شیرابه و محدودیتهای خاص سایت دارد.
شیمی و مکانیسمهای واکنش در لیچینگ سیانید طلا
استوکیومتری انحلال طلا: برهمکنشهای طلا، سیانید و اکسیژن
فرآیند لیچینگ سیانید طلا توسط استوکیومتری توصیف شده توسط معادله السنر کنترل میشود:
4 Au + 8 CN- + O2 + 2 H2O → 4 [Au(CN)2]- + 4 OH-
این واکنش نقشهای اصلی طلای فلزی، یونهای سیانید آزاد (CN⁻) و اکسیژن مولکولی را برجسته میکند. هر مول اکسیژن امکان انحلال چهار مول طلا را فراهم میکند، و سیانید یک کمپلکس دیسیانواورات پایدار ([Au(CN)₂]⁻) تشکیل میدهد. برای استخراج کارآمد طلا با استفاده از لیچینگ سیانید، باید سیانید و اکسیژن کافی وجود داشته باشد.
نقش اکسیژن به عنوان کاتالیزور؛ تأثیر سطح اکسیژن محلول بر سینتیک لیچینگ
اکسیژن به عنوان یک اکسیدان حیاتی عمل میکند که انحلال طلا را تسهیل میکند اما به معنای کاتالیزوری مصرف نمیشود - به صورت استوکیومتری شرکت میکند اما اغلب سرعت واکنش را در سیستمهای صنعتی محدود میکند. سینتیک لیچینگ طلا، به ویژه در کنترل غلظت لیچینگ پالپ، به شدت به غلظت اکسیژن محلول (DO) بستگی دارد. هنگامی که سیانید آزاد بیش از حد باشد، کمبود اکسیژن مستقیماً سرعت لیچینگ را کاهش میدهد.
برای مثال، اکسیژن محلول کم، حتی اگر سیانید فراوان باشد، راندمان لیچینگ را کاهش میدهد، در حالی که اکسیژن محلول بیش از حد از طریق هوادهی پیشرفته، هم زدن یا افزودن نانوحبابهای اکسیژن میتواند سینتیک و بازیابی طلا را به طور قابل توجهی بهبود بخشد. دادههای آزمایشگاهی و میدانی نشان میدهد که اندازهگیریهای اکسیژن تودهای ممکن است به دلیل مقاومت انتقال در خمیر، اکسیژن موجود در سطح طلا را بیش از حد واقعی نشان دهند. اکسیژن محلول واقعی در سطوح واکنش اغلب کمتر است، که بر ضرورت استراتژیهای پیشرفته کنترل و توزیع اکسیژن تأکید میکند.
تأثیر شرایط قلیایی (تنظیم pH) بر ایمنی و کارایی سیستم
شستشوی سیانید برای استخراج طلا باید در شرایط قلیایی قوی، معمولاً pH 10 تا 11.5، انجام شود. این محدوده pH با افزایش حضور گونههای آزاد CN⁻ و سرکوب تشکیل گاز فرار هیدروژن سیانید (HCN)، که در pH زیر 9.3 آزاد میشود و خطرات سمیت حاد را ایجاد میکند، سیانید را تثبیت میکند.
pH معمولاً با استفاده از هیدروکسید سدیم (NaOH)، کربنات سدیم (Na₂CO₃) یا آهک (Ca(OH)₂) تنظیم میشود و انتخاب بر اساس نوع سنگ معدن و اقتصاد عملیاتی انجام میشود. استفاده از آهک، به ویژه در pH بالاتر از 11، میتواند سرعت انحلال طلا را به تأخیر بیندازد - اثری که به تغییرات در واکنشهای بین سطحی نسبت داده میشود تا حلالیت اکسیژن. pH بیش از حد بالا با آهک به دلیل تغییر سینتیک سطحی یا شیمیایی، به ویژه هنگامی که آرسنیک یا سایر ناخالصیها وجود دارند، با کاهش راندمان لیچینگ مرتبط است.
برای ایمن و کارآمد نگه داشتن فرآیند سیانیداسیون طلا، کارخانههای مدرن طلا، بر اساس فناوری حسگر درون خطی، نظارت خودکار بر pH و غلظت سیانید را اجرا میکنند. این امر تضمین میکند که فرآیند در محدوده قلیایی بهینه باقی بماند، سیانید آزاد را تثبیت کند و از تشکیل خطرناک HCN جلوگیری کند و در عین حال استفاده از سیانید و انحلال ناخالصیهای ناخواسته را به حداقل برساند.
اهمیت گونههای سیانید: غلظت سیانید آزاد در مقابل غلظت سیانید باقیمانده در طول فرآیند
در آنالیز غلظت لیچینگ پالپ، تمام سیانید محلول به طور مساوی برای لیچینگ طلا در دسترس نیست. این فرآیند بین سیانید آزاد و گونههای مختلف سیانید باقیمانده (کمپلکس شده) تمایز قائل میشود.
- سیانید آزاد(مجموع CN⁻ موجود و در pH پایین، HCN) عامل فعالی است که انحلال مستقیم طلا را ممکن میسازد.
- سیانید باقیماندهاز کمپلکسهای فلز-سیانید (مثلاً با مس، آهن یا روی) تشکیل شده است. این گونهها برای انحلال طلا کمتر در دسترس هستند، مصرف سیانید را افزایش میدهند و به دلیل نگرانیهای مربوط به سمیت، اهداف اصلی در تصفیه و دفع شیرابه سیانید هستند.
کنترل دقیق سطح سیانید آزاد برای به حداکثر رساندن بازده استخراج طلا و به حداقل رساندن تلفات سیانید ضروری است. تکنیکهای اندازهگیری غلظت سیانید آزاد درون خطی، از جمله ابزارهای پیشرفتهای مانند غلظتسنج اولتراسونیک Lonnmeter برای اندازهگیری سیانید، امکان تنظیم زمان واقعی افزودن معرفها را فراهم میکنند. این امر باعث حفظ کارایی و محدود کردن غلظت سیانید باقیمانده به سطوح مناسب میشود.
سیانید باقیمانده بالا میتواند نشاندهنده واکنشهای جانبی ناخواسته (مثلاً مصرف فلز پایه)، کنترل ناکارآمد فرآیند یا نیاز به شیمی لیچینگ سفارشی باشد - بهویژه هنگام گذار به سمت جایگزینهای لیچینگ طلای سازگار با محیط زیست یا روشهای لیچینگ طلای بدون سیانید. فرآیندهای مدرن بازیابی طلا از شیرابه سیانید، نظارت مداوم بر گونهزایی سیانید را به عنوان بخشی از فناوریهای پیشرفته لیچینگ سیانید به کار میگیرند تا کارایی فرآیند، ایمنی و انطباق با محیط زیست را افزایش دهند.
متغیرهای کلیدی مؤثر بر فرآیند لیچینگ سیانید طلا
ویژگیها و آمادهسازی سنگ معدن
راندمان لیچینگ سیانید طلا اساساً به کانیشناسی سنگ معدن، اندازه ذرات طلا و پیشفرآوری بستگی دارد. سنگهای معدنی حاوی طلای محبوس شده در کانیهای سولفیدی، به ویژه پیریت، به عنوان سنگهای نسوز شناخته میشوند و نرخ استخراج پایینی دارند، مگر اینکه به درستی پیشفرآوری شوند. به عنوان مثال، کنسانترههای غنی از پیریت به غلظتهای بالاتر سیانید نیاز دارند، اما این امر مصرف معرف و هزینههای زیستمحیطی را بدون تضمین بازیابی متناسب طلا افزایش میدهد. افزایش فلزات پایه مانند مس، روی یا آهن با طلا برای سیانید رقابت میکند و باعث مصرف غیرضروری و تشکیل لایههای غیرفعال روی طلا میشود که مانع انحلال میشود.
مواد معدنی جاذب رسوب مانند کربن طبیعی و مواد معدنی باطله که کمپلکسهای طلا را جذب میکنند، کارایی فرآیند را بیشتر کاهش میدهند. بنابراین، توصیف کامل کانیشناسی قبل از طراحی فرآیند برای شناسایی گونههای مشکلساز و روابط بافتی آنها ضروری است. لیچینگ بهبود یافته شامل شناسایی این است که آیا طلا به صورت آزاد آسیاب میشود - برای سیانیداسیون مستقیم در دسترس است - یا کپسوله شده و نیاز به پیشفرآوری دارد.
توزیع اندازه ذرات مستقیماً بر سینتیک لیچینگ در سیانیداسیون طلا تأثیر میگذارد. آسیاب ریزتر، سطح تماس را افزایش میدهد و نرخ بازیابی را بالا میبرد، اما آسیاب بیش از حد، با ایجاد لجنهایی که مانع انتقال جرم میشوند و ممکن است تلفات را افزایش دهند، راندمان را کاهش میدهد. مطالعات نشان دادهاند که برای بسیاری از سنگهای معدنی، به حداکثر رساندن نسبت طلای آزاد در یک آسیاب خاص، دسترسی به سیانید و توان عملیاتی صنعتی را بهبود میبخشد. آسیاب بسیار ریز برای طلای بسیار محصور شده مفید است، اما میتواند منجر به مصرف بیش از حد معرف یا تجمع شود.
استراتژیهای پیشفرآوری بر اساس نوع سنگ معدن انتخاب میشوند. پیشفرآوری مکانیکی با آسیاب کردن بسیار ریز، دسترسی به طلای محصور شده را تا حد زیادی افزایش میدهد. عملیات شیمیایی مانند لیچینگ قلیایی یا اسیدی، ماتریسهای سولفیدی مضر را تجزیه میکند. عملیات حرارتی، مانند برشته کردن، سولفیدها را به اکسید تبدیل میکند و طلا را قابل شستشوتر میکند. پیشآهک کردن - افزودن آهک قبل از لیچینگ - pH را تثبیت میکند و از تشکیل گونههای محلول و واکنشپذیر جلوگیری میکند. به عنوان مثال، برشته کردن قلیایی و دو مرحلهای اکسیداتیو میتواند به طور قابل توجهی بازیابی سنگ معدنهای نسوز نوع کارلین را افزایش دهد. در باطلههای نسوز آفریقای جنوبی، ترکیبی از پیشفرآوریهای مکانیکی و شیمیایی، میزان استخراج طلا را بیش از هر دو روش به تنهایی بهبود میبخشد.
شرایط لیچینگ عملیاتی
بهینهسازی غلظت سیانید
غلظت سیانید در محلول باید به دقت مدیریت شود. سیانید آزاد ناکافی، انحلال را کند میکند، در حالی که سیانید آزاد اضافی، بدون افزایش متناظر در بازیابی طلا، هزینه و بار زیستمحیطی را افزایش میدهد. مطالعات موردی حدود ۶۰۰ ppm را به عنوان سطح بهینه برای برخی از سنگهای معدنی شناسایی کردهاند که از انحلال کامل پشتیبانی میکند اما هدررفت را مهار میکند. نظارت مداوم بر غلظت سیانید و دوز خودکار - با استفاده از ابزارهایی مانند غلظتسنج اولتراسونیک Lonnmeter - امکان افزودن دقیق معرف را فراهم میکند که با نیازهای سنگ معدن مطابقت دارد و هزینههای عملیاتی را تثبیت میکند.
چگالی شیرابه و غلظت شستشوی پالپ
چگالی پالپ - نسبت جامد به مایع - نقش مهمی در انتقال جرم و بازیابی طلا ایفا میکند. چگالی پالپ پایینتر به دلیل افزایش تحرک محلول و دسترسی به معرف، لیچینگ طلا را بهبود میبخشد، اما هزینههای جابجایی آب و معرف را افزایش میدهد. چگالیهای بالاتر استفاده از معرف را کاهش میدهند، اما به دلیل انتقال جرم ضعیف، خطر لیچینگ ناقص را به همراه دارند. تجزیه و تحلیل دقیق غلظت لیچینگ پالپ و اندازهگیری چگالی شیرابه طلا برای بهینهسازی فرآیند ضروری است.
کنترل همزن و دما
هم زدن مناسب برای معلق کردن ذرات و ایجاد تماس مؤثر بین سیانید محلول و طلا بسیار مهم است. نرخهای بالاتر هم زدن معمولاً راندمان لیچینگ را افزایش میدهند، به خصوص برای سنگهای معدنی که مستعد لجنزایی یا تجمع ذرات هستند. با این حال، هم زدن بیش از حد شدید ممکن است منجر به تلفات فیزیکی یا واکنشهای جانبی ناخواسته اکسیژنرسانی شود. به همین ترتیب، افزایش دما، انحلال طلا را تسریع میکند، اما دمای عملیاتی باید متعادل باشد - دمای بالاتر سرعت واکنش را افزایش میدهد، اما همچنین باعث از بین رفتن سیانید از طریق تبخیر یا تجزیه میشود.
تنظیم زمان آبشویی
زمان لیچینگ باید به اندازه کافی طولانی باشد تا انحلال کامل شود، اما به اندازه کافی کوتاه باشد تا توان عملیاتی بهینه شود و مصرف سیانید به حداقل برسد. مطالعات نشان میدهد که استفاده از عوامل لیچینگ شیمیایی ترکیبی میتواند زمان تماس مورد نیاز را به طور چشمگیری کاهش دهد و در عین حال بازیابی کلی را بهبود بخشد. دورههای کوتاه لیچینگ با فعالسازی شیمیایی مؤثر، نیاز به معرف، هزینههای عملیاتی و خطرات زیستمحیطی را کاهش میدهد. کنترل کامل بر زمان لیچینگ برای تطبیق کاربرد معرف با سینتیک استخراج برای انواع خاص سنگ معدن ضروری است.
ادغام دقیق مشخصهیابی سنگ معدن، انتخاب پیشفرآوری، کنترل چگالی پالپ، پایش مداوم غلظت سیانید و تنظیم پارامترهای عملیاتی، استخراج مدرن و کارآمد طلا با استفاده از لیچینگ سیانید را پشتیبانی میکند.
تکنیکهای اندازهگیری و کنترل غلظت درون خطی
راهکارهای نظارت معاصر
تکنیکهای اندازهگیری غلظت سیانید آزاد شامل حسگرهای آمپرومتریک و واکنشهای تبادل لیگاند هستند که امکان تعیین مقدار مستقیم و دقیق مناسب برای تجزیه و تحلیل غلظت لیچینگ پالپ و جریانهای شیرابه طلا را فراهم میکنند. پارامترهای کلیدی مانند سیانید آزاد و سیانید WAD باید برای کنترل فرآیند و انطباق با محیط زیست اندازهگیری شوند، زیرا محدودیتهای نظارتی اکنون نیاز به ردیابی تقریباً مداوم غلظت سیانید باقیمانده در شیرابه طلا دارند. ابزارهای درون خطی، که در نقاط استراتژیک مدار نصب میشوند، امکان کنترل دقیق دوز سیانید را فراهم میکنند و هشدار اولیه در مورد انحرافات فرآیند را ارائه میدهند.
ابزارهای اندازهگیری اولتراسونیک، که نمونه بارز آن دستگاه اندازهگیری غلظت اولتراسونیک Lonnmeter است، برای نظارت درون خطی بر چگالی سیانید و پالپ در مدارهای لیچینگ استفاده میشوند. این دستگاه از اصول انتقال اولتراسونیک برای تعیین تغییرات چگالی محلول مرتبط با غلظت سیانید و شیرابه طلا استفاده میکند. اندازهگیری مستقیم، اپراتورها را قادر میسازد تا فوراً راندمان استخراج طلا را ارزیابی کنند، پارامترهای هوادهی و همزدن را بهینه کنند و پایداری فرآیند را حفظ کنند. طراحی Lonnmeter از ثبت خودکار دادهها در زمان واقعی و ادغام فوری با سیستمهای کنترل کارخانه پشتیبانی میکند. به عنوان مثال، هنگام نظارت بر چگالی پالپ، Lonnmeter بازخورد مداوم ارائه میدهد و نیاز به اندازهگیری چگالی آزمایشگاهی را کاهش میدهد و امکان تنظیمات سریع در قوام پالپ را برای بهبود سینتیک لیچینگ و بازیابی طلا فراهم میکند.
در عمل، این راهحلهای معاصر موارد زیر را ارائه میدهند:
- دادههای فوری در مورد سیانید و چگالی، بهبود دقت دوز.
- افزایش انطباق با مقررات تخلیه و باطله به دلیل دادههای قابل پیگیری در مورد سیانید باقیمانده.
- صرفهجویی عملیاتی، زیرا اصلاحات فرآیند را میتوان بدون تأخیر انجام داد.
استراتژیهای کنترل بازخورد
کنترل خودکار فرآیند، از دادههای اندازهگیری درونخطی برای بهینهسازی مداوم افزودن معرف، چگالی پالپ و هوادهی در استخراج طلا با استفاده از لیچینگ سیانید استفاده میکند. اصل کلیدی، بازخورد است - خوانشهای حسگر در زمان واقعی به کنترلکنندههای منطقی قابل برنامهریزی (PLC) منتقل میشوند، که سپس به طور خودکار افزودن سیانید، معرفهای تخریب و افزودنیهای لیچینگ را تنظیم میکنند. این امر خطاهای دوز دستی را از بین میبرد، کنترل سینتیک لیچینگ را تشدید میکند و مصرف سیانید را به حداقل میرساند.
استراتژیهای بازخورد فرآیند عبارتند از:
- منطق مبتنی بر قانون، که مرزها و میزان دوز را بر اساس آستانههای غلظت سیانید از پیش تعیینشده تعیین میکند.
- بهینهسازی مبتنی بر مدل، که دادههای چند حسگری - سیانید، چگالی، pH، اکسیژن محلول - را برای به حداکثر رساندن راندمان بازیابی طلا تفسیر میکند.
- اندازهگیری پیوسته درونخطی، امکان اندازهگیری چگالی شیرابه طلا را برای پشتیبانی از تنظیمات در همزدن وقوام دوغاب.
استراتژیهای کنترل بازخورد خودکار، مصرف سیانید، ضایعات واکنشگر و تنوع عملیاتی را کاهش میدهند. به عنوان مثال، مطالعات موردی از عملیات تجاری، کاهش مصرف سیانید تا 21٪ را نشان میدهد، در حالی که بازیابی طلا به دلیل ترکیب بهینه شیرابه و کنترل مؤثر فرآیند، ثابت مانده یا در حال بهبود است. بازیابی طلا از شیرابه سیانید مستقیماً از دوز پایدار و کنترلشده واکنشگر سود میبرد.
سیستمهای بازخورد یکپارچه همچنین با حفظ کنترل دقیق بر سطح سیانید، کاهش انتشار گازهای گلخانهای و بهینهسازی تخریب یا ...، از جایگزینهای سازگار با محیط زیست برای شستشوی طلا پشتیبانی میکنند.فرآیندهای بازیابیدوزبندی خودکار بر اساس اندازهگیریهای آنلاین، نسبت به روشهای تیتراسیون دستی که کندتر و مستعد ناهماهنگی هستند، عملکرد بهتری دارد.
به طور خلاصه، فناوریهای پیشرفته لیچینگ سیانید، اندازهگیری درون خطی - مانند ... - را ترکیب میکنند.دستگاه اندازهگیری غلظت اولتراسونیک لونمتر—با کنترل بازخورد خودکار. این رویکرد هر مرحله را بهینه میکند، از تجزیه و تحلیل غلظت لیچینگ خمیر گرفته تا تصفیه و دفع شیرابه سیانید، راندمان فرآیند را افزایش داده و آن را با استانداردهای زیستمحیطی و ایمنی مطابقت میدهد.
بهینهسازی فرآیند و بهبود بازیابی
دادههای اندازهگیری در لحظه، ستون فقرات بهینهسازی پیشرفته فرآیند در فرآیند لیچینگ سیانید طلا را تشکیل میدهند. ابزارهای درون خطی مانند دستگاه اندازهگیری غلظت اولتراسونیک Lonnmeter، خوانشهای دقیق و پیوستهای از غلظت سیانید آزاد و چگالی شیرابه ارائه میدهند و اطلاعات مورد نیاز برای تنظیم پویای پارامترهای عملیاتی را در اختیار اپراتورها قرار میدهند. این شامل کنترل خودکار دوز سیانید است که باندهای غلظت هدف را حفظ کرده و تغییرپذیری فرآیند را کاهش میدهد. به عنوان مثال، حفظ سیانید آزاد در محدوده ±10٪ از نقاط تنظیم شده، سینتیک لیچینگ کارآمد را بدون استفاده بیش از حد از منابع یا از دست دادن طلا، حتی زمانی که کیفیت سنگ معدن یا توان عملیاتی در نوسان است، تضمین میکند.
تنظیم پویا، که با نظارت بیوقفه سیانید امکانپذیر میشود، پاسخگویی سریع در کنترل مدارهای لیچینگ را ارتقا میدهد. سیستمهای خودکار پر کردن مجدد، که با دادههای بلادرنگ تغذیه میشوند، خطرات ناشی از مصرف کم (که منجر به کاهش نرخ استخراج طلا میشود) و مصرف بیش از حد (که منجر به افزایش هزینههای معرف و مسئولیتهای زیستمحیطی میشود) را به حداقل میرسانند. دادههای حاصل از آنالیزورهای درون خطی به طور روان با گردشهای کاری تجزیه و تحلیل غلظت لیچینگ پالپ و اندازهگیری چگالی ادغام میشوند و تصمیمات مربوط به سرعت میکسر، نرخ هوادهی و سایر متغیرهای حیاتی در استخراج طلا با استفاده از لیچینگ سیانید را اطلاع میدهند.
بهینهسازی به پاییندست نیز گسترش مییابد: جریان دادههای یکپارچه از مراحل جذب کربن (CIP/CIL) و رسوب روی پشتیبانی میکند و شرایط فرآیند را بر اساس حضور فعلی سیانید تنظیم میکند. در فرآیندهای جذب کربن، سطح سیانید با نظارت دقیق تضمین میکند که کربن فعال به اشباع زودرس نرسد یا فرصتهای جذب را از دست ندهد، در حالی که تعدیل pH و ورودی کربن بر اساس پروفایلهای لیچینگ در زمان واقعی میتواند راندمان جذب طلا را در سنگهای معدنی پیچیده به بالای ۹۸٪ افزایش دهد. برای رسوب روی، به ویژه در خوراکهایی با محتوای بالای فلزات پایه (مانند روی و مس)، حفظ غلظت بهینه سیانید باقیمانده در شیرابه طلا از مصرف بیش از حد روی و واکنشهای جانبی کنترل نشده جلوگیری میکند - که مستقیماً نرخ بازیابی را بهبود میبخشد.
فرآیند SART، که در مواردی که فلزات پایه تداخل قابل توجهی دارند، مورد استفاده قرار میگیرد، از اندازهگیری یکپارچه سیانید نیز بهرهمند میشود. کنترل خودکار بر مراحل سولفیداسیون و اسیدی شدن، که توسط دادههای سیانید آزاد در زمان واقعی هدایت میشود، حذف انتخابی روی و مس را محقق میکند که بازیافت محلول سیانید را برای لیچینگ مداوم ساده میکند. این امر مصرف کلی سیانید را کاهش میدهد، اثربخشی بازیابی طلا از شیرابه سیانید را افزایش میدهد و از جایگزینهای لیچینگ طلا سازگار با محیط زیست پشتیبانی میکند.
در به حداقل رساندن مصرف معرف، نمیتوان از تأثیر متقابل بین نظارت سریع بر غلظت سیانید و کنترل فرآیند غافل شد. با جلوگیری از افزودن بیش از حد سیانید، کارخانهها به طور قابل توجهی هزینهها را کاهش داده و تولید زبالههای خطرناک را محدود میکنند. در عین حال، حفظ کمترین دوز مؤثر سیانید ممکن، از خطر شستشوی ناقص یا به دام افتادن طلا جلوگیری میکند و بازده بازیابی بالایی را تضمین میکند. سیستمهای درون خطی,به دلیل مقاومت آنها در برابر تداخل ناشی از کدورت دوغاب یا جریان متغیر، به ویژه برای این منظور مناسب هستند - ارائه دادههای قابل اعتماد و کاربردی برای هر مرحله از تصفیه و دفع شیرابه سیانید.
بازده بهینه طلا از طریق هماهنگسازی پارامترهای لیچینگ طلا و فرآیندهای بازیابی پاییندستی، که همگی تحت نظارت دقیق و مداوم هستند، حاصل میشود. تنظیمات فرآیند متناسب با غلظت و چگالی سیانید درون خطی، یک سیستم حلقه بسته ایجاد میکند که بازده را به حداکثر میرساند و در عین حال پایداری و ایمنی را در لیچینگ سیانید طلا پیش میبرد. این رویکرد به عملیات اجازه میدهد تا از فناوریهای پیشرفته لیچینگ سیانید در هر دو روش لیچینگ طلای سنتی و بدون سیانید استفاده کنند و به لطف سیستمهای کنترل قوی مبتنی بر داده، به طور مداوم برای کارایی، بازیابی و رعایت مقررات بهینهسازی کنند.
فرآیند بازیابی طلا
*
مدیریت زیستمحیطی در لیچینگ طلای سیانیدی
مدیریت مؤثر زیستمحیطی در فرآیند لیچینگ سیانید طلا به سمزدایی دقیق، تصفیه و مدیریت شیرابهها و باطلههای سیانید بستگی دارد. فناوریها و پروتکلها برای مقابله با سیانید باقیمانده پیشرفت کردهاند و خطرات زیستمحیطی و سلامت انسان را کاهش میدهند.
سمزدایی، تصفیه و مدیریت پسماندهای سیانیدی
روشهای سمزدایی شیرابه سیانید، تجزیه و حذف گونههای سمی سیانید را در اولویت قرار میدهند. اکسیداسیون شیمیایی همچنان استاندارد است و سیانید آزاد و سیانید تجزیهپذیر با اسید ضعیف (WAD) را به اشکال ایمنتری مانند سیانات تبدیل میکند که سمیت کمتری دارد و به راحتی تجزیه میشود. ادغام آنالیزورهای فرآیند آنلاین و سیستمهایی که نظارت بر سیانید را خودکار میکنند، کارخانهها را به سمت مدیریت پیشگیرانه سوق داده و انتشار مواد سمی را به حداقل رسانده است.
مدیریت پسماندهای معدنی به تأسیسات ذخیرهسازی پسماند مهندسیشده (TSF) متکی است که برای مهار سیانید باقیمانده طراحی شدهاند. بهترین شیوهها شامل استفاده از آسترهای دوتایی، سیستمهای جمعآوری نشت و نظارت مداوم بر تعادل آب است. این کنترلهای مهندسی به جلوگیری از نفوذ آبهای زیرزمینی و آلودگی آبهای سطحی کمک میکنند. پروتکلهای عملیاتی TSF مختص هر مکان با متغیرهایی مانند شرایط آب و هوایی نامساعد و خطرات هیدرولوژیکی منطقهای سازگار میشوند و دستورالعملهای ایمنی، اقدامات لازم برای محافظت از موجودات زنده محلی و منابع آب را مشخص میکنند.
مدیریت جامع آب الزامی است که شامل استفاده مجدد از آب، تصفیه قبل از تخلیه و برنامهریزی احتمالی برای نقض TSF میشود. برنامههای آمادگی اضطراری، دادههای نظارت بر فرآیند را در زمان واقعی در بر میگیرند تا در صورت بروز نشت یا خرابی، واکنش را تسریع کنند.
پایش و کاهش غلظت سیانید باقیمانده
رعایت مقررات مستلزم نظارت مداوم و با وضوح بالا بر غلظت سیانید باقیمانده در لیچینگ خمیر کاغذ و پساب باطله است. اندازهگیری غلظت به صورت آنلاین و در لحظه با فناوریهایی ماننددستگاه اندازهگیری غلظت اولتراسونیک لونمترو دستگاههای تجاری که از آمپرومتری تبادل لیگاند استفاده میکنند، تجزیه و تحلیل دقیق گونههای سیانید آزاد و WAD را در جریانهای شیرابه طلا امکانپذیر میکنند.
این سیستمها پشتیبانی میکنند:
- کنترل خودکار دوز سیانید، که مصرف بیش از حد معرف را به حداقل میرساند و در عین حال راندمان بازیابی طلا را حفظ میکند.
- ادغام مستقیم با فرآیندهای تخریب سیانید، توانمندسازی مدیریت دقیق استانداردهای تخلیه و مجوزهای زیستمحیطی.
- انتقال داده از راه دور برای عملیات استخراج معادن توزیعشده، افزایش پوشش مکانی-زمانی و پاسخگویی عملیاتی.
پایش مداوم در محدودههای تشخیص پایین تا 10 ppb به اپراتورها اجازه میدهد تا الزامات ایمنی سختگیرانه ملی و بینالمللی را رعایت کنند. سیستمهای خودکار، خطاهای نمونهبرداری دستی را کاهش میدهند، حلقههای بازخورد دادهها را کوتاه میکنند و جدول زمانی دقیقی را برای مداخلات اصلاحی در اختلالات فرآیند ارائه میدهند.
به حداقل رساندن ردپای اکولوژیکی ضمن حفظ اثربخشی فرآیند
ایجاد تعادل بین بازیابی طلا و اثرات زیستمحیطی، چیزی بیش از نظارت معمول را میطلبد. فناوریهای پیشرفته بازیافت سیانید، امکان استفاده مجدد از سیانید را در فرآیند استخراج طلا فراهم میکنند و به طور مستقیم هم میزان تولید زبالههای سمی و هم هزینههای عملیاتی را کاهش میدهند، در حالی که نرخ بازیابی طلا را در حد هدف حفظ میکنند. بهکارگیری این سیستمها، ردپای زیستمحیطی را کاهش داده و عملیات را با استانداردهای پایداری جهانی همسو میکند.
به موازات آن، سایتهای استخراج طلا به طور فزایندهای در حال آزمایش واکنشگرهای لیچینگ جایگزین و روشهای لیچینگ طلای بدون سیانید، از جمله تیوسولفات، گلیسین یا گزینههای بیولوژیکی سازگار با محیط زیست هستند. در مواردی که سیانید اجتنابناپذیر است، اندازهگیری چگالی شیرابه طلا و تجزیه و تحلیل دقیق غلظت لیچینگ پالپ، استفاده بهینه از واکنشگر را پشتیبانی میکند، دوز مورد نیاز را کاهش میدهد و سمیت باطله را کم میکند.
روشهای نوآورانه، مانند برشتهکاری احیایی و جداسازی مغناطیسی در فرآوری باطلهها، وابستگی بیشتر به سیانید را به حداقل میرساند و امکان بازیابی جامعتر فلزات ارزشمند از جریانهای باطله را فراهم میکند. بهترین شیوههای سایت بر طراحی قوی تأسیسات، رعایت قوانین و مشارکت جامعه برای کاهش انتشار تصادفی و تضمین مدیریت تطبیقی و آگاه از ریسک در طول عمر معدن تأکید دارند.
مطالعات موردی از حوزههای قضایی مانند کنیا و استرالیا نشان میدهد که کاربرد مداوم این شیوهها، خطرات زیستمحیطی مرتبط با نشت سیانید را، حتی تحت شرایط نظارتی یا عملیاتی چالشبرانگیز، به طور قابل توجهی کاهش میدهد.
در نهایت، مدیریت زیستمحیطی در شستشوی سیانیدی طلا نیازمند ترکیبی از دقت فنی در سمزدایی شیرابه، نظارت دقیق بر غلظت و بهترین شیوههای صنعتی برای کنترل باطلهها و فرآیند است. این رویکرد یکپارچه، ایمنی عمومی و زیستمحیطی را تضمین میکند و در عین حال بازیابی کارآمد طلا را تضمین مینماید.
نوآوریها در لیچینگ طلا بدون سیانید
روشهای نوظهور لیچینگ طلا بدون سیانید، با توجه به اینکه صنعت معدن به دنبال جایگزینهای ایمنتر و پایدارتری برای فرآیند لیچینگ سیانید طلای مرسوم است، مورد توجه قرار گرفتهاند. این فناوریها نگرانیهای مبرم در مورد آلودگی محیط زیست، ایمنی کارگران و مجوزهای اجتماعی را برطرف میکنند و در عین حال مرزهای فنی بازیابی طلا را گسترش میدهند.
لیچینگ تیوسولفات
لیچینگ تیوسولفات به یک فرآیند پیشرو بدون سیانید تبدیل شده است که استخراج طلا از سنگهای معدنی مقاوم را که مانع از لیچینگ سنتی سیانید طلا میشوند، امکانپذیر میسازد. میزان بازیابی طلا برای کنسانترههای پیچیده و با سولفید بالا میتواند تا 87٪ برسد - به ویژه هنگامی که یونهای آمونیاک و مس به عنوان کاتالیزور وجود دارند. افزودنیهایی مانند فسفات دی هیدروژن آمونیوم، بازده را افزایش داده و استفاده از معرف را کاهش میدهند و هم هزینهها و هم اثرات زیستمحیطی را کاهش میدهند. مغناطیسی کردن مایع رقیقکننده مس-آمونیاک-تیوسولفات، راندمان لیچینگ را بیشتر افزایش میدهد، سرعت انحلال و محتوای اکسیژن را بهبود میبخشد و در نتیجه تقریباً 4.74٪ استخراج طلا در مقایسه با سیستمهای غیر مغناطیسی افزایش مییابد. با این حال، بازیابی ممکن است برای برخی از سنگهای معدنی مقاوم دوگانه که طلا به شدت توسط مواد معدنی محصور شده است، محدود باقی بماند، که اهمیت کانیشناسی سنگ معدن را برای انتخاب فرآیند برجسته میکند.
آبشویی گلیسین
گلیسین - یک اسید آمینه طبیعی و زیست تخریب پذیر - همچنین به عنوان یک عامل شستشو دهنده موثر برای طلا عمل میکند. فرآیندهای شستشوی گلیسین، گزینش پذیری بالا و سمیت کمی را ارائه میدهند، به طوری که نرخ استخراج طلای ثبت شده در برخی از سنگهای معدنی و باطلههای کمعیار، در صورت افزایش با افزودنیهایی مانند یونهای مس و پیشفرآوریها، از 90٪ فراتر میرود. این فناوری به دلیل مشخصات ایمنی بهبود یافته و حداقل خطر برای خاک و آب، در مقایسه با شیرابه سیانید، شناخته شده است. با این وجود، پیچیدگی عملیاتی و هزینههای معرف، و همچنین الزامات بهینهسازی خاص سنگ معدن، ممکن است موانعی برای پذیرش ایجاد کند. مطالعات موردی صنعتی در استرالیا و کانادا، امکانسنجی فنی و اقتصادی را نشان میدهند، اما اجرا به تجزیه و تحلیل دقیق غلظت شستشوی پالپ، نظارت قوی بر فرآیند و سازگاری با خوراک خاص معدن بستگی دارد.
نشت کلرید و هالوژن
تکنیکهای لیچینگ مبتنی بر کلرید و سایر هالوژنها، جایگزینهای قانعکنندهای برای سنگهای معدنی مقاوم و باطلههای قدیمی ارائه میدهند و به سناریوهایی میپردازند که در آنها لیچینگ سیانید برای استخراج طلا با چالش محصورسازی مواد معدنی یا محدودیتهای نظارتی مواجه است. لیچینگ تودهای با اکسیدانهایی مانند هیپوکلریت سدیم و اسید هیدروکلریک میتواند بازیابی طلا از باطلههای مقاوم را بیش از 40٪ بهبود بخشد. این فرآیندها در شرایط اسیدی عمل میکنند و به بهترین وجه با پیشتیمارهایی مانند اکسیداسیون زیستی یا اکسیداسیون تحت فشار برای آزادسازی طلایی که در ساختارهای معدنی اولیه قابل دسترسی نیست، همراه میشوند. چالشهای عملیاتی شامل ایمنی در جابجایی معرفها و مدیریت پایداری شیمیایی در طول فرآیند است. ارزیابیهای چرخه عمر، پتانسیل گرمایش جهانی پایینتری را در مقایسه با فلوشیتهای سنتی سیانید نشان میدهد، اما همچنین نیاز به پروتکلهای عملیاتی سختگیرانه را برجسته میکند.
روشهای پیشرفته مبتنی بر معرف
تحقیقات اخیر، معرفهای نوآورانهای را با هدف استخراج انتخابی، سریع و کارآمد طلا برجسته میکند. سیستمهای مبتنی بر سیانات سدیم، هنگامی که با هیدروکسید سدیم و فروسیانید سدیم در دماهای بالا تولید میشوند، میزان لیچینگ ۸۷.۵۶٪ در کنسانتره و بیش از ۹۰٪ در بازیافت زبالههای الکترونیکی را نشان میدهند. اثربخشی و گزینشپذیری به ایزوسیانات سدیم به عنوان گونه فعال نسبت داده میشود. فرآیند CLEVR، با استفاده از هیپوکلریت سدیم یا هیپوبرومیت در یک سیستم بسته و اسیدی، در عرض چند ساعت به بیش از ۹۵٪ بازده طلا دست مییابد، در حالی که سیانیداسیون کلاسیک بیش از ۳۶ ساعت طول میکشد. این روش پسماند بیاثر تولید میکند و پسابهای خطرناک و حوضچههای باطله را به طور کامل حذف میکند و آن را برای مکانهایی که تصفیه و دفع شیرابه سیانید مشکلساز است، جذاب میکند.
یک تکنیک شیمیایی پشت سر هم با استفاده از تولید اسید هیدرویدیک درجا، پیشرفتهای بیشتری را برای انحلال طلا از کاتالیزورهای مصرفشده، بهویژه جریانهای زباله صنعتی، با حداقل ضایعات واکنشدهنده و توجیه اقتصادی قوی ارائه میدهد. این رویکردها نشان میدهند که با شرایط بهینه و کنترل فرآیند در زمان واقعی - مانند استفاده از تکنیکهای اندازهگیری غلظت سیانید آزاد و اندازهگیری چگالی پیشرفته شیرابه طلا - روشهای بدون سیانید میتوانند از نظر کارایی و عملکرد زیستمحیطی با سیانید رقابت کنند یا از آن پیشی بگیرند.
تحلیل تطبیقی
کارایی فرآیند:فرآیندهای بدون سیانید مانند تیوسولفات مغناطیسی و لیچینگ هیپوکلریت، سینتیک استخراج و بازدههایی نزدیک به فرآیند لیچینگ سیانید طلا یا در برخی کاربردها فراتر از آن دارند. سیستمهای گلیسین همچنین بازدههای رقابتی برای سنگهای معدنی منتخب ارائه میدهند.
ایمنی:روشهای بدون سیانید عملاً خطرات سمیت حاد مرتبط با غلظت سیانید باقیمانده در شیرابه طلا را از بین میبرند. محیطهای کاری بهبود مییابند و مشخصات خطر برای جابجایی مواد شیمیایی به طور قابل توجهی کاهش مییابد. با این حال، مراقبت در مورد اکسیدانها و هالوژنها همچنان مهم است.
تأثیر زیستمحیطی:آبشویی بدون سیانید، زبالههای خطرناک کمتری تولید میکند، تصفیه و دفع شیرابه را ساده میکند و اثرات آن بر آب و خاک را کاهش میدهد. ارزیابی چرخه حیات، بهبود قابل توجهی را نسبت به مدارهای سیانید، با سیستمهای حلقه بسته و غیرسمی باقیمانده به عنوان بهترین عملکرد، تأیید میکند.
انتخاب جایگزین بهینه و سازگار با محیط زیست برای لیچینگ طلا به ویژگیهای سنگ معدن، کنترلهای زیستمحیطی محلی و آمادگی عملیاتی بستگی دارد. ابزارهای نظارتی پیشرفته، مانند دستگاه اندازهگیری غلظت اولتراسونیک Lonnmeter برای اندازهگیری سیانید، برای همه مسیرهای فرآیند حیاتی هستند و سینتیک دقیق لیچینگ در سیانیداسیون طلا - چه سیانید وجود داشته باشد چه نباشد - را تضمین میکنند و از عملیات استخراج قوی و تطبیقی طلا پشتیبانی میکنند.
سوالات متداول
اهمیت اندازهگیری غلظت سیانید آزاد در فرآیند لیچینگ طلای سیانیدی چیست؟
اندازهگیری دقیق غلظت سیانید آزاد برای کارایی فرآیند لیچینگ سیانید طلا ضروری است. سیانید آزاد نشاندهنده بخش شیمیایی فعال موجود برای تشکیل کمپلکسهای طلا-سیانید است که طلا را قادر میسازد تا در محلول برای استخراج حل شود. سیانید آزاد ناکافی میتواند سرعت انحلال طلا را کاهش دهد و بازده کلی را کاهش دهد. سیانید آزاد اضافی منجر به مصرف بیمورد معرف میشود و خطر آلودگی محیط زیست و هزینه فرآیند را افزایش میدهد. آنالیزورهای آنلاین خودکار، برخلاف تیتراسیون دستی، نظارت در زمان واقعی را ارائه میدهند که امکان کنترل پویای دوز سیانید را فراهم میکند و از رعایت استانداردهای دقیق تخلیه پشتیبانی میکند. این شیوهها، ضایعات شیمیایی را به حداقل میرسانند و ایمنی عملیاتی را تقویت میکنند، همانطور که در مطالعات نشان داده شده است که غلظت بهینه سیانید آزاد حدود 600 ppm، بازیابی طلا را با حداقل بار زیستمحیطی به حداکثر میرساند.
چگالی شیرابه چگونه بر راندمان لیچینگ سیانید طلا تأثیر میگذارد؟
چگالی شیرابه (یا پالپ) مستقیماً بر انتقال جرم، اختلاط و در دسترس بودن سیانید و اکسیژن برای انحلال طلا تأثیر میگذارد. چگالی مدیریتشدهی مناسب، قرار گرفتن ذرات طلا در معرض معرفها را بهبود میبخشد و سینتیک لیچینگ را بهینه میکند. به عنوان مثال، کاهش چگالی پالپ ممکن است با تسهیل هم زدن و تماس با معرف، بازیابی طلا را افزایش دهد، در حالی که چگالی بیش از حد بالا میتواند اختلاط را مختل کرده و مصرف سیانید را افزایش دهد. تنظیم چگالی پالپ، همراه با عواملی مانند pH و دما، میتواند به طور قابل توجهی نرخ استخراج طلا را افزایش داده و زمان لیچینگ را کاهش دهد، به خصوص برای سنگهای معدنی کمعیار. آزمایشها نشان دادهاند که تعادل مناسب بین نسبت جامد به مایع و عوامل لیچینگ کمکی ترکیبی میتواند مصرف سیانید را به نصف کاهش دهد و در عین حال راندمان را برای برخی از انواع سنگهای معدنی دو برابر کند.
مزایای استفاده از دستگاه اندازهگیری غلظت اولتراسونیک Lonnmeter در پایش غلظت آبشویی خمیر کاغذ چیست؟
دستگاه اندازهگیری غلظت اولتراسونیک Lonnmeter امکان نظارت غیرتهاجمی و بلادرنگ بر غلظت و چگالی شیرابه پالپ را فراهم میکند. طراحی اولتراسونیک گیرهای و غیر هستهای آن از تماس مستقیم با دوغابهای خطرناک جلوگیری میکند، خطرات نشت را از بین میبرد و ایمنی را به ویژه در محیطهای خورنده بهبود میبخشد. این دستگاه دقت اندازهگیری را در محدوده 0.3٪ ارائه میدهد و به طور یکپارچه با سیستمهای کنترل فرآیند PLC/DCS برای اتوماسیون مداوم ادغام میشود. اپراتورها میتوانند استفاده از معرف را بهینه کرده و دوز را فوراً تنظیم کنند تا بازیابی پایدار طلا حفظ شود. ساخت بدون نیاز به تعمیر و نگهداری و مواد بادوام و مقاوم در برابر خوردگی این دستگاه، برای شرایط سخت معدن مناسب است و از قابلیت اطمینان طولانی مدت پشتیبانی میکند. در کاربردهایی از لیچینگ سیانید طلا گرفته تا تولید شیشه آب، بازخورد بلادرنگ Lonnmeter پایداری فرآیند را افزایش میدهد، ضایعات را کاهش میدهد و به رعایت مقررات کمک میکند.
آیا بدون استفاده از سیانید میتوان طلا را بازیابی کرد؟
بله، روشهای جایگزین لیچینگ طلای بدون سیانید موجود است. تکنیکهایی که از تیوسولفات، سیستمهای کلرید، گلیسین، تریکلروایزوسیانوریک اسید و معرفهای سدیم سیانات استفاده میکنند، نرخ بازیابی طلا را اغلب بیش از ۸۷ تا ۹۰ درصد نشان دادهاند. این روشها غیرسمی، قابل بازیافت و همچنین برای سنگ معدن و زبالههای الکترونیکی مؤثر هستند. پذیرش آنها به کانیشناسی سنگ معدن، هزینه، پیچیدگی فرآیند و مقررات محلی بستگی دارد. پیادهسازی متفاوت است: برخی از پروژهها، مانند REVIVE SSMB، پایداری و اثربخشی بالایی را نشان میدهند، در حالی که برخی دیگر با چالشهای عملیاتی و اجتماعی مواجه هستند. در حالی که روشهای بدون سیانید مزایای زیستمحیطی ارائه میدهند و استانداردهای ایمنی سختگیرانهتری را رعایت میکنند، امکانسنجی آنها برای پردازش در مقیاس صنعتی باید هزینههای معرف و سازگاری با زیرساختهای موجود را در نظر بگیرد.
چرا کنترل غلظت سیانید باقیمانده در طول و بعد از فرآیند لیچینگ طلا مهم است؟
کنترل غلظت سیانید باقیمانده برای حفاظت از محیط زیست و ایمنی انسان حیاتی است. سیانید باقیمانده در شیرابه خطرات سمیت حاد را ایجاد میکند و باید برای رعایت مقررات بینالمللی تخلیه مدیریت شود. تکنیکهایی مانند اکسیداسیون شیمیایی، تجزیه بیولوژیکی با میکروبهای تخصصی، جذب روی کربن فعال و فوتوکاتالیز برای کاهش سطح سیانید قبل از انتشار پساب به کار گرفته میشوند. کنترل مناسب در طول آبشویی، بازیابی طلا را به حداکثر میرساند و مقدار سیانید باقیمانده را به حداقل میرساند و نیازهای تصفیه پاییندست را کاهش میدهد. عدم رعایت این مقررات منجر به آلودگی و خطرات بالقوه سلامتی برای جمعیتها و اکوسیستمهای اطراف میشود. مدیریت مسئولانه سیانید با بهترین شیوهها برای ایجاد تعادل بین دستاوردهای اقتصادی و نظارت اکولوژیکی همسو است و از مجوز اجتماعی عملیات معدنکاری پشتیبانی میکند.
زمان ارسال: ۲۶ نوامبر ۲۰۲۵



